جشن خانه پدری

Spread the love
                  
   وقتی درخانه پدری ام جشنی برپا می شد همگی مشغول کاری می شدیم ,پدربرنامه ریزی می کرد واز کوچک و بزرگ هریک مشغول کاری بودیم
برادر بزرگتر بره ای را برای قربانی آماده می کرد ،مادرو خواهرهایم آب و جارو می کردند و اجاقهارا آماده پخت و پز می نمودند .  بچه ها خوشحال بودند و هریک به سویی
می پریدند و بازی می کردند.خادمین درکنار اعضای خانواده منتظر فرمانی بودند
  خلاصه همه شاد بودیم و هر کدام نسبت به وظیفه خود احساس مسئولیت می کردیم و هیچ کس هم در قبال این وظایف توقع مادی نداشت ؛ ولی تنها خادمین که
توقع حقوق مادی داشتند از همه لذت کمتری می بردند و احساس خستگی می کردند
                                        هیچ کس نگران این که مبادا گرسنه از این میهمانی بیرون برود  ؛نبود. همه باشادی کار می کردند ودر روز جشن لذت  می بردند
زندگی نیز صحنه جشن است. هرکس مسئولیتی دارد. اگر خودرا مالک ووارث این جشن و عضو این زندگی بدانیم ؛  لذت واقعی را خواهیم برد؛ ولی اگر فقط خودرا درحد
یک خدمتکار این جشن ببینیم ,همواره باید به ساعت نگاه کنیم که کی وقت خدمت وزحمت کشیدن ما تمام شده و می رویم 
وارث وعضو این جشن از همه چیز لذت خواهد برد واز فرامین پدر سرپیچی  نکرده و باخوشحالی به وظایفش عمل می نماید
وبدون هیچ نگرانی ,از همه مراحل جشن زندگی بهره مند می گردد
پس شاد باشید و از جشن بزرگ زندگی لذت ببرید
ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *