-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است
جنگ
Spread the love

اینجا بشنوید

۱ـ عامل اصلی جنگ‌ها چیست؟

به قول حافظ که می‌گوید:  جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه ـ چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند

من فکر می‌کنم عامل اصلی جنگ، دور بودن از حقیقت است. وقتی ما از حقیقت دور باشیم، اصلی‌ترین بخش وجودمان دچار خلاء و کمبود می‌شود و سرشار از نیازها و خواسته‌های متفاوت می‌شویم و چون با اندیشه و توان مادی و انسانی خود می‌خواهیم آن‌ها را برطرف کنیم، مشکل ما چند برابر شده زیرا یک خلاء روحانی و درونی را می‌خواهیم با پاسخ‌های مادی و دنیائی جواب دهیم و این غیرممکن است. همان‌گونه که خداوند می‌فرماید بیائید نزد من تا سیراب شوید چون آب حقیقی و غذای واقعی نزد اوست. در اصل همه جنگ‌ها ریشه در نیازهای انسان دارند که به روش‌های نادرست پاسخ داده شده‌اند و هرگز این نیازها برطرف نشده‌اند و غافل از این‌که این نیازها هرگز هم برآورده نخواهند شد مگر این‌که آن‌ها را نزد کسی ببریم که صاحب همه نیازهاست و آفریننده همه این‌هاست و اوست که می‌تواند آن‌ها را برطرف نماید، به‌جای این‌که بجنگیم و برسر یکدیگر بزنیم.

۲ـ جنگ چه تأثیراتی بر زندگی انسان‌ها دارد؟

جنگ ویرانگر است، در جنگ نابودی است. به قول ضرب‌المثل توی دعوا حلوا خیر نمی‌کنن، در جنگ هم محبّت، سازندگی و بنا نیست. هرجا جنگ است آن‌جا باید به‌دنبال رد پای شیطان گشت. آن‌جا محل جولان شیطان است. به قول پیری که می‌گفت شیطان خود به تنهائی قدرتی ندارد و قادر به هیچ‌کاری نیست. شیطان از طریق ما قدرت می‌گیرد، از طریق من و شما کار می‌کند. جنگ هم یکی از کارهائی است که من و شما اجازه می‌دهیم که شیطان از طریق ما انجام دهد و باعث نابودی بسیاری گردد و گاهی تأثیر آن تا نسل‌ها برجا می‌ماند. پس بیائیم به‌جای این‌که خود نیازهایمان را برطرف کنیم آن را به خداوندمان بسپاریم و دست از جنگ و خونریزی برداریم.

۳ـ چگونه می‌توانیم همیشه در صلح زندگی کنیم؟

انسان بدون آگاهی بر حضور خداوند نمی‌تواند در صلح زندگی کند، همچون فرزند خردسالی که بدون حضور یا آگاهی بر حضور والدینش نمی‌تواند در آرامش زندگی کند و دچار نگرانی و اضطراب می‌گردد. خداوند می‌فرماید خوشا به حال صلح‌دهندگان زیرا ایشان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. پس می‌بینیم که هرجا صلح، اتحاد و دوستی است، خداوند است و اوست که باعث صلح و آرامش می‌گردد ولی جائی که صلح نیست وسوسه و خواسته‌های انسانی و مادی است. البته نه این‌که خواسته‌های جسمانی و مادی نباید باشد، آن‌ها هم هدیه خداست ولی برای برآورده شدنش باید به حضور خداوند برویم و اوست که می‌تواند پاسخی کامل و کافی به نیازهای ما بدهد نه این‌که بر سر آن‌ها جنگ و جدال کنیم . دراین‌صورت است که به صلح و آرامش خواهیم رسید. همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: شما در حسرت چیزهائی هستید که ندارید، برای آن حاضرید دیگران را بکشید، حسد می‌ورزید ولی نمی‌توانید آن‌چه را که می‌خواهید به‌دست آورید، پس با یکدیگر به جنگ و نزاع می‌پردازید. شما آن‌چه را که می‌خواهید ندارید چون آن را از خداوند نخواسته‌اید.

۴ـ آیا جنگیدن یک عمل انسانی است؟

به هیچ‌عنوان، حداقل یک عمل انسان بالغ نیست، شاید کودکان بر سر چیزهای کوچک با هم نزاع کنند و هرگز انسان بالغ چنین نمی‌کند، هرچند امروزه انسان‌های به ظاهر بالغ ولی در باطن رشد نیافته بر سر امور کوچک دنیائی و گاهی با برچسب معنویت ولی در اصل مادیت در جنگند. خداوند می‌فرماید: علّت نزاع‌هائی که در میان شما وجود دارد چیست؟ آیا علّت آن‌ها خواهش‌های نفسانی نیست؟ خواهش‌هائی که در تمام اعضای بدن شما در جنگ و ستیز هستند؟ پس آن‌چه را که موجب صلح و سازش و تقویت یکدیگر می‌شود، دنبال کنیم.

ارسال در فیس بوک

One Response to “جنگ”

Leave a Reply

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

4790
Share

ديدگاههاي اخير