-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است
امید
Spread the love

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۱ـ آیا زندگی بدون امید معنائی دارد؟

به هیچ عنوان. زندگی نه‌تنها بدون امید بی‌معناست بلکه به امید‌های واهی و نادرست دل بستن هم بی‌معناست. پس باید به چه چیزهائی امید داشت؟ و امید‌های واهی چیست؟ اجازه بدین در این‌جا اوّل ببینیم امید یعنی چه؟ امید انتظار دریافت چیزهائی است که نداریم. ولی باید هشیار باشیم که به همه چیزهای که نداریم نمی‌توان انتظار دریافت داشت مثلاً انسان از نظر جسمی نمی‌تواند برای همیشه زنده بماند، آیا باید به زندگی همیشگی جسمانی امیدوار باشد؟ یا این‌که بسیاری از کارها از توان او خارج است، آیا باید به آن‌ها امیدوار بود؟ بسیاری معتقدند که امید باعث تلاش و رسیدن به بسیاری از غیرممکن‌هاست. درسته ولی اگر امید ما بر ایمان صحیح استوار نباشد، امید ما واهی خواهد‌بود. مثلاً اگر امید ما بر حساب بانکی یا نیروی جسمانی و از این قبیل باشد، ممکن است که نقش بر آب بشه ولی اگر امیدمان بر خداوند که قادر متعال است استوار باشه هرگز نقش بر آب نخواهد شد. همان‌طور که خداوند می فرماید خانه‌های امید خود را بر صخره‌های محکم بنا کنید، نه بر شن‌های ساحل تا هرگز فرو نریزد. در این‌جا مثالی دیگر یادم آمد، یک بچه خردسال همه امیدش والدینش هستند او می‌داند که والدینش قادرند در هر زمینه کمکش کنند. این کودک چرا چنین فکر می‌کنه؟ چون اولاً، والدینش از هر کسی بیشتر دوستش دارند و عاشقشند و ثانیاً، در عمل برایش ثابت شده که آن‌ها تنها کسانی هستند که به نیازهایش پاسخ داده‌اند. پس چقدر بیشتر، خداوند با ما در همین ارتباط باعث امید و ایمانمان خواهد‌بود و این تنها امید واقعی است و به زندگی ما معنا می‌بخشد.

۲ـ چرا شخص ناامید دچار افسردگی می‌گردد؟

چون شخصی که دچار ناامیدی شده است تکیه‌گاه خود را از دست داده است. وقتی‌که ما به چیزی امیدواریم احساس پشتگرمی و تکیه‌گاه می‌کنیم و از دست دادن امید یعنی از دست دادن امید یعنی از دست دادن تکیه‌گاه و هیچ تکیه‌گاهی چون خداوند نیست. اصولاً انسان وقتی به جهان مادی و امور دنیائی دل می‌بندد، امیدش به نومیدی مبدّل می‌شود چون امور دنیائی موقتی هستند و به قول عطّار نیشابوری که می‌گوید:

دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست                   واثق مشو به او که به عهد استوار نیست

و به قول داود نبی که می‌گوید: اینک ای خداوند به چه چیزی امیدوار باشم؟ امید من به توست.

۳ـ بزرگ‌ترین امید در زندگی چیست؟

 بزرگ‌ترین امید نجات است، نجات از شرایطی که تحمل آن برایمان دشوار است و همه تلاش‌های انسان برای نجات از شرایط سختی است که با آن روبه‌رو است. همه جنگ‌ها، تلاش دانشمندان در علوم متفاوت، مذاهب و دین‌ها، شرکت‌های بیمه، تلاش والدین برای فرزندان و کل زحمات بشریت در طول تاریخ برای نجات است. نجات از بیماری‌ها، سختی‌ها، بلاها و حتی مرگ ولی تاکنون انسان نتوانسته است به این نجات دست یابد. ممکن است به‌طور نسبی به مقدار اندکی در زمانی محدود دست یافته باشد ولی دوباره از دست رفته و قادر به نگهداری این نجات نبوده است. پس اکنون که انسان پس از سال‌ها قادر به‌ دست‌یابی به این نجات نبوده است. بیائیم امید خود را برای نجات از انسان برداشته و به خداوند برای این مهّم چشم بدوزیم که اوست نجات‌دهنده و همان‌گونه که خود می‌فرماید، بیائید نزد من ای تمام زحمتکشان، من به شما آرامی می‌بخشم. امیدمان برای نجات به خداوند باشد که او پشت و پناه ما است.

باید هوشیار باشیم که طبق طبیعت انسانی خود به امور واهی و خرافی و بیهوده گذشتگان خود دل نبندیم و این زنجیره نادرست را بگسلیم و به قول معروف از یک سوراخ دوبار گزیده نشویم و ناکامی آن‌ها را دوباره تجربه نکنیم. یعنی این‌که به نیروهای انسانی خود زیاد دل نبندیم و امیدوار به او هرگز به نومیدی تبدیل نمی‌شود.

۴ـ چگونه می‌توان به شخص ناامید کمک کرد؟

شخص ناامید را باید اوّل از همه محبّت کنیم و اگر کمکی می‌توانیم بکنیم که باعث بنای او می‌گردد، فروگذار نکنیم. می‌توانیم برایش شنونده خوبی باشیم و زیاد ابراز نظر نکنیم. اجازه دهیم او بیشتر حرف بزند و درد دل کند. وقتی خود سبک شد و کمی آرامتر شد، از او بپرسیم چطور شد که ناامید شد؟ ریشه‌های ناامیدی را در او پیدا کنیم. مسلماً ریشه‌های ناامیدی امور دنیائی هستند و آن‌ها را بر او نمایان کنید تا ریشه‌های ناامیدی خود را ببیند. هرگز نصیحت نکنید و یا او را به امور دنیائی و واهی و خرافی امیدوار نکنید، چون خطرناک است. چون بارها باعث ناامیدی و افسردگی گشته‌اند. وقتی ریشه‌های نوامیدی را برایش باز کردید، اجازه دهید درباره آن‌ها قدری تأمل کند. مهّم نیست که چقدر طول می‌کشد، مهّم اینست که ما صبور باشیم و مهربان و با محبّت بعد اجازه دهیم که نظرش را درباره این ریشه‌های ناامیدی برایمان شرح دهد ولی بهتر است که ما هرگز ابراز نظر نکنیم، بگذارید خود شخص نومید نظاره‌گر خود گردد و درباره خود شهادت دهد.

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

4780
Share

ديدگاههاي اخير