-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است
حضور خداوند

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


۱ـ حضور خداوند را چگونه می‌توانیم احساس کنیم؟

ما وقتی حضور یک مادیت را در زندگی خود می‌خواهیم حس کنیم، توسط یکی از حواس پنجگانه خویش تجربه می‌کنیم، ولی حضور خداوند را نیز آیا می‌توان با حواس پنجگانه تجربه کرد؟

بسیاری از ما زمانی‌که به بن‌بست می‌رسیم و هیچ چاره‌ای نداریم، به خداوند رو می‌آوریم و از او کمک می‌خواهیم، حتی اگر خدا را قبول نداشته باشیم، به‌دلیل فرهنگ و آموزش‌هایمان خدا را صدا می‌زنیم. خودآگاه یا ناخودآگاه و به محض این‌که ابراز عجز و ناتوانی می‌کنیم، گوئی خود‌به‌خود گره از کار گشوده شده و احساس می‌کنیم که مشکلمان در حال حل شدن است. این می‌تواند تجربه‌ای از حضور خداوند باشد. شاید خداوند را نبینیم یا لمس نکنیم، ولی حضورش را در کارمان احساس می‌کنیم. البته زمان‌هائی هم هست که روزها، ماه‌ها و حتی سال‌ها از خداوند چیزی را می‌خواهیم ولی به‌دست نمی‌آوریم و حتی گاهی ناامید شده و از دعا و خواسته خود دست برمی‌داریم و حتی ممکن است به وجودش شک کنیم، ولی حتی وقتی شک می‌کنیم زمان‌هایی را در زندگی به یاد می‌آوریم که حضورش را احساس کرده ایم و این سؤال به‌وجود می‌آید که خدایا چرا به من پاسخ نمی‌دهی؟ لطفاً تنهایم نگذار! تجربه خداوند در زندگی یک موضوع شخصی است و هر کسی تجربه‌ای متفاوت از آن دارد. خداوند خود را بر هر کسی به نوعی آشکار می‌سازد ولی بسیار عالی است که خداوند را هنگام راحتی، نه زمانی‌که به مشکل و بن‌بست می‌رسیم به یاد آوریم و با او خلوت کنیم، تا حضورش را بهتر احساس کنیم، نه این‌که فقط در هنگام مشکلات و سختی‌ها.

۲ـ آیا غرق شدن در مادیات، حضور خداوند را در زندگی ما کم رنگ نخواهد کرد؟

خداوند می‌فرماید همان‌طور که یک بنده نمی‌تواند دو ارباب داشته باشد، شما هم نمی‌توانید بنده دو ارباب باشید و هم پول را دوست بدارید و هم خدا را. کسی که مادیات و دنیا را دوست دارد ورودش به پادشاهی خداوند، دشوارتر است از این‌که یک شتر بخواهد از سوراخ سوزن عبور کند. البته برای خداوند هر چیزی ممکن است. در حقیقت باید گفت غرق شدن در مادیات حضور خداوند را در زندگی ما کم رنگ نمی‌کند ولی کسی که در مادیات غرق شود، حضور خداوند را کمتر احساس خواهد کرد. خداوند همچون نسیم خنک بهاری است، کسی که شال و کلاه مادی به سر و تن بپوشاند این نسیم را احساس نخواهد کرد و این بدان معنی نیست که وزیدن نسیم برایش کمتر شده است، بلکه او احساس نمی‌کند و تا زمانی‌که خود نخواهد و از این حجاب و پوشش بیرون نیاید آن را احساس نمی‌کند، مگر این‌که این نسیم تبدیل به باد و طوفان گردد و وجود و زندگیش به لرزش افتد و دچار تلاطم گردد تا شاید به خود آید البته این هم گاهی مؤثر نیست. ولی حضور خداوند هرگز در زندگیمان کمرنگ نخواهد شد.

۳ـ آیا بدون خداوند می‌توان زندگی کرد؟

این مثل آن است که بگوئیم آیا بدون نفس کشیدن می‌توان زندگی کرد؟ شاید از وجود تنفس خود غافل باشیم ولی همواره تنفس هست. نفس که قطع شود زندگی بی‌معنی می‌شود و انسان می‌میرد ولی خدا را شکر که خداوند همواره حضور دارد و حتی اگر تنفس قطع گردد، حضورش هرگز قطع نمی‌شود. زندگی بدون خداوند، پوچ و بی‌معنی است. حتی تصوّر این‌که خداوند در زندگی نیست باعث افسردگی و پوچی می‌شود.

۴ـ بهترین راه شناخت خداوند چیست؟

بهترین راه شناخت خداوند شناخت خویشتن است. ما چون شبیه خداوند آفریده شده‌ایم وقتی خود را بشناسیم، به شناخت خدا نیز نائل می‌شویم. برای شناخت خویشتن خوب است که کادر خاصی (مثل مذهب یا اعتقادات و عادات ویژه‌ای یا ملیت و نژاد به‌خصوصی) قائل نشویم و خود را در چارچوب آن‌ها محدود نکنیم. چون قبل از هر چیز باید بدانیم که انسان همچون خداوند بوده و محدود نیست، ما همچون خداوند نامحدود هستیم . میتوان گفت که یک قطره از آب اقیانوس همان خواص و ویژگی های کل اقیانوس را داراست ،فقط درابعاد کوچکتر.ویایک نقطه را درنظر می گیریم، یک نقطه هرچقدر هم کوچک از میلیون‌ها ذره کوچک‌تر و هر ذره از میلیون‌ها ذره کوچک‌تر تشکیل شده است. پس کوچکی یا بزرگی یک نقطه باعث محدودیت آن نمی‌شود و هر نقطه‌ای به بی‌نهایت وصل است. از یک طرف به بی‌نهایت بزرگ و از طرفی به بی‌نهایت کوچک ولی اندازه آن‌ها نیز نسبی بوده و هر قدر کوچک دلیل بر کوچکی یا هر قدر بزرگ دلیل بر بزرگی آن نیست. به‌همین ترتیب ما دارای عالم بیرون و دنیای مادی که به بی‌نهایت اتّصال دارد و هم‌چنین عالم درون و دنیای روحانی که به بی‌نهایت وصل است هستیم و این دو همچون دو کفه ترازو و یا دو بال پرنده عمل کرده و ما را به پرواز درمی‌آورند. شناخت این بی‌نهایت، شناخت خداوند است و یا به‌عبارتی دیگر آگاهی بر این اتّصال و حضور در این بی‌نهایت شناخت خداوند محسوب می‌شود و آن هم فقط از طریق خود خداوند میسّر است که به این شناخت و آگاهی برسیم و باید دعا کنیم و همواره از او بخواهیم که ما را بر این هوشیار و آگاه سازد.

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

کتابخانه

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

4535
Share

ديدگاههاي اخير