-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است
کاهلی
Spread the love
 
اینجا بشنوید

[ti_audio media=”1752″]

[ti_audio media=”1753″]

images (27)

۱ـ تنبلی چگونه به‌وجود می‌آید؟

تنبلی اصولاً ریشه در خودخواهی دارد و شخص تنبل معمولاً شخصی است که جز به خود به چیزی دیگر نمی‌اندیشد، از طرفی دیگر اشخاص تنبل اکثراً افرادی افسرده و بی‌حوصله نیز می‌باشند پس می‌تونیم بگیم که تنبلی ریشه در بیماری‌های مختلفی دارد که همه آن‌ها بیماری‌های روحی روانی هستند. خیلی جالب است که خودخواهی ریشه بسیاری از این مشکلات روحی است. خداوند در بزرگ‌ترین حکمش می‌فرماید: همسایه‌ات را همچون خویشتن دوست بدار. خوب وقتی ما همسایه به معنی کناری خود یا کسی که نزدیک ماست را به اندازه خود دوست بداریم به‌تدریج از خودخواهی فاصله گرفته و به سلامت روح و روان دست می‌یابیم. ولی قبل از این در حکم بزرگش می‌گوید: خداوند خود را با تمامی جان، با تمامی قلب و ذهن دوست بدار و این دو مکمّل یکدیگر خواهند بود و می‌گوید اگر این دو حکم را نگه داری تمام احکام را تو نگه‌داشته‌ای و نیازی به هیچ فرمان و حکمی نداری. یعنی اوّل خدای خود را با تمامی وجود، قلب و ذهن دوست بدار و دوم همسایه‌ات را یعنی کسی که در کنار و نزدیکی توست همچون خود دوست داشته باش. اولین اتفاقی که به واسطه این می‌افتد، خودخواهی در ما تمام شده و بعد از آن تنبلی از وجودمان رخت بربسته و رهایمان می‌کند. پس بیائیم به‌جای حکم بر حکم گذاشتن و داشتن هزاران کتاب قانون و غیره فقط به دو حکم خداوند برای رهائی از تمام بیماری‌ها و بند‌های درونی و بیرونی عمل کرده اوّل خدای خود را با تمام جان، قلب و ذهن دوست بداریم و دوم همسایه خود را هم‌چون خویشتن دانسته و دوست داشته باشیم.

۲ـ شخص تنبل در زندگی‌اش دچار چه مشکلاتی می‌شود؟

شخص تنبل در زندگیش دچار سختی‌های بسیاری شده و مهّم‌ترین سختی این‌که نمی‌تواند به‌همراه شادکامی زندگی کند، چون همیشه کارهایش را به فردا می‌افکند و کسی که کارهایش به تعویق بیفتد توگوئی که زندگی نمی‌کند. چنین شخصی در اصل انگار که مرده است و زنده نیست چون هیچ‌وقت کارهایش را به‌موقع انجام نمی‌دهد و همیشه کار امروز را به فردا می‌افکند و این فردا هرگز فرا نخواهد رسید. ما اگر امور امروز را به فردا افکنیم، خوب امور فردا را نیز به پس فردا، این چنین زندگی‌ای، مشقت‌بار خواهد‌بود. چنین شخصی در زندگیش موفق نخواهد بود و خودش و تمام کسانی که با او در ارتباط هستند دچار رنج می‌شوند. پس بیائیم با هم برای تمام چنین اشخاصی دعا کنیم و از خداوند بخواهیم که آن‌ها را از این زندگی مشقت‌بار نجات دهد و خود نیز سعی کنیم الگوی مناسبی برای آن‌ها باشیم تا آن‌ها هم بتوانند از زندگی خود بهره گرفته و لذّت  ببرند و اگر زمانی ما هم دچار این مشکل شدیم، از خداوند بخواهیم که به ما کمک کند که او تنها یاری‌رسان و کمک‌کننده همه درماندگان است و حلال تمام مشکلات و هیچ‌وقت به خدا نگوئیم مشکل بزرگی داریم، بلکه به مشکلات بگوئیم چه خدای بزرگی داریم.

۳ـ آیا تنبلی ارثی است یا اکتسابی؟

تنبلی اکتسابی است و به عنوان نوعی بیماری روحی می‌توانم به آن نگاه کنم. فرزندان همیشه به والدین و نزدیکان خود نگاه می‌کنند و الگوبرداری می‌کنند و کمتر به نصایح و حرف‌هائی که به آن‌ها می‌زنیم توجّه دارند. به‌خصوص اگر آن‌چه را که می‌گوئیم با اعمالمان متفاوت باشد، تأثیر بسیار مخرب و نادرستی بر فرزندانمان خواهد داشت. پس بهتر است که قبل از این‌که به آن‌ها چیزی بگوئیم و نصیحتی بکنیم. ببینیم آن‌چه که می‌خواهیم بگوئیم خود به آن عمل می‌کنیم یا نه؟ اگر چنین نیست، بهتر است ابتدا به آن عمل کنیم و سپس خواهیم دید که بدون این‌که حتی حرفی بزنیم، بر آن‌ها تأثیر گذاشته و از ما الگوبرداری می‌کنند. بله، تنبلی به‌نظر من یک رفتاری است که چون ریشه در خودخواهی و خودپسندی دارد وقتی فرزندانمان دچار خودخواهی شوند، خود‌به‌خود تنبلی هم در آن‌ها جان گرفته و رشد خواهد کرد. پس قبل از تنبلی باید مراقب خودخواهی و خودپسندی خود باشیم تا فرزندانمان نیز از این خطر دور بمانند.

۴ـ بهترین راه‌حل رهائی از درد تنبلی چیست؟

بهترین راه‌حل رهائی از تنبلی عمل به بزرگ‌ترین حکم خداوند است.

اوّل این‌که خدای خود را با تمامی جان، قلب و ذهن دوست بداریم و دوم این‌که همسایه خود را همچون خویشتن دوست بداریم. این دو مکمّل همدیگر هستند، چون ما زمانی می‌توانیم دیگران را همچون خویش دوست بداریم که از خودخواهی دست بکشیم و نمی‌توانیم از خودخواهی دست بکشیم مگر این‌که خدای خود را با تمامی وجود دوست بداریم. ما زمانی‌که واقعاً خدای خود را با تمامی وجود عاشق باشیم، به‌خاطر خدا می‌توانیم دست از خواسته‌های خود برداریم و به‌خاطر او می‌توانیم هرکاری که برایمان دشوار باشد انجام دهیم و بدون اجرای اولین فرمان یعنی عشق به خدا، امکان گذشتن از خواسته‌های شخصی و مادی کاری دشوار است. بعد از این‌که از خواسته‌های خود بتوانیم صرف‌نظر کنیم، می‌توانیم همسایه خود را همچون خود دوست بداریم. همسایه منظور فقط همسایه دیوار به دیوار خانه‌مان نیست، بلکه منظور تمام نزدیکان، دوستان و همشهریان است. از فرزندان و همسرمان گرفته یا دورترین کسی که با او مواجه می‌شویم. پس دراین‌صورت است که از خودخواهی رها شده و می‌توانیم به آزادی برسیم. چون خودپسندی همچون زندانی است که تنبلی عدم تحرّک در این زندان انفرادی می‌باشد. پس باید اوّل خود را از زندان خودپسندی برهانیم تا بتوانیم به تحرّک و زندگی‌ای آزادانه دست یابیم.

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

4479
Share

ديدگاههاي اخير