رادیو شادکامی

همیشه در خداوند شاد باشید؛ باز هم می‌گویم: شاد باشید
آزادی
Spread the love
اینجا بشنوید

freedem

۱ـ آزادی در لغت به چه معناست؟

آزادی به معنای رهائی و نداشتن قید و بند و هم‌چنین به عدم محدودیت نیز اطلاق می‌شود.

۲ـ آیا آزادی به معنای (هر کاری دلم بخواهد) می‌باشد؟

ببینید آزادی در مفهوم سطحی به این معنا است ولی وقتی به آن عمیق‌تر می‌نگریم، می‌بینیم با معانی متفاوتی روبه‌رو می‌شویم. مثلاً این‌که کسی که هرچه دلش می‌خواهد انجام می‌دهد باید مدام از خواسته‌های مادی خود فرمان ببرد و برای خواسته‌های جسمانی و شهوانی خود همچون برده‌ای که برای یک ارباب کار می‌کند، کار کند.

اجازه بدین یک برده را در نظر بگیریم: او هر روز صبح رأس یک ساعت باید برخیزد و به فرامین ارباب خود گوش فرا دهد و به خواسته‌های او بپردازد، تا این‌که شب فرا رسد و بعد از ارباب به بستر حقیرانه خود رفته و بخوابد. حالا کسی که از خواسته‌های نفسانی و جسمانی خود باید اطاعت کند و خواسته‌های او را فراهم سازد، نیز باید رأس ساعت بیدار شده و سخت کار کند تا شب و بعد از این‌که این ارباب به بستر رود او نیز سر بر بستر خود گذاشته و استراحت کند. هرچند این ارباب حتی وقتی به بستر خود رویم نیز ما را رها نکرده و با انواع فکر و خیال‌ها و نگرانی‌ها باعث ناراحتیمان می‌گردد و گاهی برای رهائی از او باید به انواع داروها و الکل و مواد مخدر رو آوریم. زیرا این اربابی است در درونمان و آن ارباب دیگر در بیرون از وجودمان. آزادی واقعی رهائی از ارباب دورنی است. چون ارباب درونیمان که همان خواهش‌های نفسانی و جسمانی است ما را وادار به انجام بسیاری از رفتارهائی می‌کند ما را ارباب‌های بیرونی نیز در بند می‌کشند. اگر ما بتوانیم خود را از خواهش‌های نفسانی و دنیائی رها کنیم، هیچ ارباب بیرونی نمی‌تواند ما را در بند کشد ولی وقتی از قید و بند خواهش‌های مادی و دنیائی رها گردیم حتی اگر در بند هم باشیم، هرچند سخت است ولی احساس آزادی خواهیم کرد. انسانی که به چنین آزادئی‌ دست می‌یابد ترسش از بین خواهد رفت و تنها براساس حقیقت زندگی می‌کند. من فکر می‌کنم یکی از دلایل ترس عدم آزادی است. ما وقتی احساس آزادی نمی‌کنیم، از کسانی که بر ما حکومت می‌کنند و ارباب خود می‌دانیم وحشت داریم و به‌راحتی نمی‌توانیم در مقابلشان رفتار کنیم.

در ضمن این روش (هر کاری دلم بخواهد) تنها روش زندگی افراد مغرور و خودپرست است که فقط به خود می‌اندیشند و برای هیچ‌کس دیگری ارزش قائل نیستند. درحالی‌که می‌دانیم غرور بدترین نوع بندگی و اسیری است. و جالب این‌که تمام افرادی که آزادی را در (هر کاری که بخواهند) خلاصه می‌کنند همیشه از کسانی که همانند خودشان هستند گله کرده و بیشتر در عذابند.

۳ـ آیا می‌توانید مفهوم آزادی و آزادگی را توضیح دهید؟

آزادی در اصل دارای مفهوم بیرونی و آزادگی دارای معنای درونی می‌باشد. بسیاری از انسان‌ها آزادند ولی آزاده نیستند و چه بسیار کسانی که اسیرند و در بند ولی آزاده‌اند. آزادی، رهائی از اسارت دیگران است و آزادگی، رهائی از اسارت نفس خویش و یا به‌عبارتی دیگر آزادی وقتی حاصل می‌شود که کسی بر کسی دیگر تسلّط نداشته باشد. امّا آزادگی با تسلّط انسان بر خویشتن به‌دست می‌آید. آزادی با رفع موانع از محیط بیرون و سامان بخشیدن بدان فراهم می‌آید، ولی آزادگی نتیجه خودشناسی و خودسازی و سامان بخشیدن به نیروها و انگیزه‌های عالم درون است. البته انسان هرچقدر هم که محیط بیرون خود را سر و سامان بخشد ولی به درون خود نپردازد، هرگز احساس آزادی نخواهد داشت، چون آزادی ریشه در درون دارد وقتی ریشه سر و سامان نداشت هرچقدر هم که شاخ و برگ را هرس کنیم و زینت بخشیم فایده‌ای ندارد و درخت زندگی خشک خواهد شد. در دنیای امروزی سخن از آزادی بسیار است ولی از آزادگی کمترکسی حرف می‌زند. امروزه، همه دم از آزادی می‌زنند و برای آن کمپین‌های متعددی راه‌اندازی می‌کنند و حقوق بشر براساس آن فعالیت دارد ولی همگی غافل از آزادگی هستند. همه سعی دارند تمام موانع و مشکلات بیرون را از سر راه انسان برداشته تا به هر جا که می‌خواهد برود و هر کاری که می‌خواهد بکند ولی غافل از این‌که برای آزادگی و ریشه آزادی واقعی باید به درون سفر کرد بعدا هر کاری که می‌خواهد انجام دهد. اوّل باید از صافی درون بگذرد و سپس در آزادی بیرون به انجام رسد. خیلی از جوامع امروز حتی به اسم مذهب و روحانیت انسان را از آزادی و آزادگی دور کرده‌اند و بر او احکام را از بیرون تحمیل کرده و اجازه نمی‌دهند که خودش تصمیم بگیرد.

آزادی رهائی در بیرون است و آزادگی رهای از نفسانیات در درون ما و به هر دوی این عامل نیازمندیم تا به یک زندگی سعادتمند دست یابیم.

۴ـ تفاوت آزاده بودن و آزادی‌خواه بودن چیست؟

آزاده بودن یعنی کسی که به خودسازی پرداخته و خود را از درون و بنیان آزاد ساخته و در پی رهائی از امیال و خواسته‌های مادی است ولی آزادیخواه کسی است که در پی آزادی بیرونی بوده و بیشتر در مورد آزادی حرف می‌زنند ولی عملاً به آن دست نمی‌یابند و هدفشان این است و هرچه می‌خواهند بتوانند انجام دهند ولی غافل از این‌که اگر انسانی به آزادی از خواهش‌های نفسانی خود نرسد، آزادی بیرونی برایش خطرناک بوده مثل کودکی که به رشد کافی نرسیده و اگر آزادی کامل بدو دهی باعث هلاکتش می‌شود.

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Translate:

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

4322
Share

ديدگاههاي اخير

  • pink sheets: Marvelous, what a weblog it is! This weblog gives valuable i...
  • Andreas: This piece of writing is genuinely a pleasant one it assis...
  • QSSJVGHQIXGNQMBHMES: I'm really loving the theme/design of your blog. Do you ever...
  • ITWUPMVVSYECH: This web site is mostly a stroll-through for all the informa...
  • JSGUPBXLLLHWBQ: I impressed, I must say. Really rarely do I encounter a blog...
Translate »