رادیو شادکامی

همیشه در خداوند شاد باشید؛ باز هم می‌گویم: شاد باشید
تلافی
Spread the love
اینجا بشنوید

hانتقام

۱ـ به‌نظر شما تلافی و جبران به یک معنا هستند؟

 تلافی و جبران یک عکس‌العمل هستند. در حقیقت پاسخی هستند به‌عمل یا رفتار و گفتاری که می‌بینیم. تلافی عکس‌العمل ما نسبت به رفتارهای نادرست و ناپسند است که می‌توان از آن به انتقام و یا حتی در شکل حقوقی به قصاص یاد کرد ولی جبران بیشتر عکس‌العمل نسبت به رفتارهای پسندیده و خوشایند است.

۲ـ آیا بدی را با بدی باید تلافی کرد؟

مسلماً به‌طور معمول انعکاس بدی با بدی خواهد‌بود ولی وقتی به رفتارهایمان از نقطه‌نظر انسانی می‌نگریم، شکل عکس‌العمل‌هایمان نیز متفاوت می‌شود. برای مثال وقتی نور به اجسام مختلف می‌تابد دارای انعکاس‌های متفاوتی است. مثلاً نور سفید وقتی به جسمی رنگی می‌تابد، رنگ آن جسم منعکس می‌گردد ولی نورهای رنگی بر رنگ‌های اجسام تأثیر گذاشته و رنگ آن‌ها را تغییر می‌دهد. مثلاً نور آبی چون بر جسمی زرد بتابد، ما شاهد رنگ سبز خواهیم بود. پس می‌بینیم هر انعکاسی بسته به دو عامل است یک عامل فاعل و دیگر مفعول. در طبیعت همه اشیا دارای قوانین ثابت بوده و همیشه نسبت به یک فعلی خاص، عکس‌العملی خاص نشان می‌دهند. مثلاً همیشه آب در صفر درجه سطح دریا یخ می‌زند، یا ترکیب زرد و آبی سبز می‌شود ولی فقط انسان است که می‌تواند برخلاف قوانین طبیعی از خود عکس‌العمل نشان دهد. به‌طور طبیعی همیشه عکس‌العمل در قبال بدی، بدی است ولی انسان و نیروی خارق‌العاده انسانیت قادر است که این عکس‌العمل‌ها را به‌گونه‌ای غیرمعمول نشان دهد و برای همین است که خداوند تنها به انسان توصیه می‌کند که دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانی که به شما جفا می‌رسانند دعا کنید و هم‌چنین عطّار نیشابوری چنین می‌سراید که:

مکن بد با کسی کو با تو بد کرد           تو نیکی کن اگر هستی جوانمرد

 می‌بینیم که اگر بدی را با بدی تلافی کنیم، کار خاصی انجام نداده‌ایم و کاملاً چیزی که معمول است اتّفاق افتاده ولی وقتی آن را با نیکی پاسخ گوئیم کاری خارق‌العاده کرده‌ایم و این ارزشمند است. همان‌گونه که عیسی مسیح به ما توصیه می‌کند اگر بر یک طرف صورت تو سیلی زدند، طرف دیگر را نیز بیاور و اگر ردای تو را از تو گرفتند عبایت را نیز بده.

۳ـ آیا قصاص همان انتقام نیست؟

می‌تونیم بگیم چنین است. قصاص، شکل حقوقی انتقام و تلافی است. قصاص تاوانی است که در ازای جرائم اجتماعی از سوی دادگاه برای مجرم تعیین می‌گردد و هدف آن اولاً، جهت جلوگیری از جرم و جنایت در جامعه است و ثانیاً، به اصلاح جامعه و مجرمین کمک می‌کند ولی اگر شکل انتقام به خود گیرد یعنی چشم در ازای چشم و دست در ازای دست نه‌تنها مفید نیست که دور از انسانیت بوده و غیرمفید است. در این‌جا اگر ما به مجرم به چشم بیمار بنگریم، قصاص اولاً، یک نیروی بازدارنده باید باشد و بعد باید به‌گونه‌ای باشد که باعث درمان بیمار شود نه هلاکت او.

۴ـ «لذتی که در بخشش است در انتقام نیست» این عبارت به چه معناست؟

همیشه ما وقتی کاری خارق‌العاده می‌کنیم لذّت‌بخش است و بخشش هم عملی خارق‌العاده است. بخشش مختص خداوند است و انسان هم زمانی می‌تواند ببخشد که شبیه به خداوند باشد ولی زمانی‌که فردی انتقام می‌گیرد شبیه خداوند نیست و در خوی حیوانی خود عمل می‌کند. انتقام خوی حیوانی انسان است و شاید حتی خوئی پست‌تر از حیوانیت. چون حیوانات همیشه انتقام نمی‌گیرند و فقط در حالاتی نادر حس انتقام را در حیوانات می‌بینیم بلکه بیشتر از روی ترس و دفاع از خود عکس‌العمل نشان داده و به کسی یا چیزی که به آن‌ها حمله کرده یا وارد قلمروشان شده حمله می‌کنند. درصورتی‌که انسان در انتقام حس کینه‌توزی داشته و این به جهت دفاع نیست بلکه از روی نفرت است. پس می‌بینیم که وقتی حس انتقام و تلافی را می‌شکافیم آن را دور از انسانیت می‌بینیم و همیشه اعمالی دارای لذّت حقیقی و ماندگار است که از روی انسانیت باشد. شاید با گرفتن انتقام و تلافی کردن در ابتدا احساس لذّت و خوشحالی کنیم ولی دیر یا زود زمانی خواهد رسید که خواهیم گفت کاش این‌کار را نمی‌کردم، کاش بخشیده بودم. چون لذتی که در بخشش است هرگز در انتقام نیست و این لذّت برای همیشه با ما خواهد‌بود. پس همیشه مجازات را به خداوند می‌سپاریم که او عادلترین و بهترین جزا دهنده است.

۵ـ چه کسی اجازه دارد ظالمین را قصاص کند؟

 کسی چنین اجازه و توانی را دارد که اوّل از همه خود ظالم نبوده و برعکس عادل باشد و از تمامی امور آگاهی کامل داشته و هیچ چیز از نظرش پنهان نباشد و دیگر این‌که قدرت کافی داشته و اختیار کامل بر امور و احاطه بر کل مسائل را داشته باشد. خوب چه کسی هم دارای عدالت کامل و آگاهی مطلق است و احاطه بر همه اشیاء و کائنات را دارد؟ آیا جز خداوند کسی دارای این خصوصیّت هست؟ من که کسی را دارای این ویژگی‌ها جز خداوند نمی‌شناسم و برای همین هم می‌فرماید: ای دوستان عزیز، به هیچ‌وجه انتقام خود را نگیرید، بلکه آن را به مکافات الهی واگذار کنید، زیرا خداوند می‌گوید: من مجازات می‌کنم و من جزا خواهم داد. ولی در عین حال، در جامعه هم به بررسی بر جرائم و ناهنجاری‌های اجتماعی نیاز است و خوب است که نیروئی بازدارنده در مقابل شیطان و عواملش باشد ولی نه به شکل انتقام بلکه به روشی که باعث بنای مجرم گردد نه هلاکت او. ما با دیدن مجرمین به‌عنوان بیمارهای روحی  می‌توانیم به دیده مهر به آن‌ها توجّه کرده و کمکشان کنیم که از سلامتی روانی خود برخوردار گردند و در طول این دوره درمان آن‌ها را از جامعه جدا کنیم و مورد مراقبت‌های خاص قرار دهیم، نه این‌که به آن‌ها به دیده تنفر نگریسته و آن‌ها را از خود طرد کرده و مورد مجازات و داوری قرار دهیم که این هم فقط از آن خداوند است و بس!

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Translate:

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

4315
Share

ديدگاههاي اخير

Translate »