-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است
آسایش
Spread the love

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

[ti_audio media=”4213″]

[ti_audio media=”4218″]

comfort2

 

 

۱ـ آسایش به چه معناست؟

آسایش یعنی زیستن در راحتی و زندگی بدون دغدغه. یعنی زندگی بدون نگرانی و با اطمینان خاطر. ولی باید مواظب باشیم که کسی که در آسودگی و آرامش زندگی می‌کند با انسان لااوبالی یا کسی که با بی‌بند و باری زندگی می‌کند فرق دارد. آسایش با ایمان ارتباط دارد. ما زمانی‌که اطمینان داریم، موجب آسایش ما می‌شود. مثلاً وقتی اطمینان داریم وسیله‌ای که استفاده می‌کنیم کاملاً امن و مورد اعتماد ماست، با آسایش از آن استفاده می‌کنیم، ولی همین که اطمینان ما نسبت به کارائی‌اش از بین می‌رود، با نگرانی و احتیاط از آن استفاده خواهیم کرد.

در واقع ایمان اطمینانی است که به کسی یا چیزی داریم و در ارتباط با آن احساس آرامش و آسایش می‌کنیم. حال این‌جا این سؤال پیش می‌آید که بیشترین اعتماد را به چه چیز یا چه کسی می‌تواینم داشته باشیم. آیا واقعاً در زندگی شما چنین چیز یا کسی وجود دارد؟ اگر وجود دارد، آن نقطه ایمان شماست اگر نیست خوب زندگی با آسایش را نیز نمی‌توانید داشته باشید. اوّل باید نقطه اعتماد خود را پیدا کنید. من نمی‌گویم که به امور دنیائی، پول، وکیل خود، وسیله نقلیه خود اعتماد نکنید. دارم می‌گویم بالاترین نقطه اعتماد شما چی هست؟ ما ممکن است که در زندگی به خیلی چیزها یا افراد اعتماد کنیم ولی بالاترین نقطه آن را پیدا کنید تا میزان ایمان شما به‌دست ‌آید. بعضی‌ها می‌گویند بالاترین اعتماد ما به هوش و زکاوتمان است، یا بعضی دیگر همه اعتمادشان به وکیلشان یا پزشکشان، بعضی به پول و دارائیشان ویا به همسر و خانواده‌شان است. ولی کسانی هستند که بالاترین اعتمادشان به خداوند است. من فکر می‌کنم، بالاترین اعتمادمان باید به چیزی باشد که هرگز از بین نمی‌رود و غیرقابل تغییر است و جز خداوند کسی یا چیزی دارای چنین خصوصیتی نیست.

۲ـ آیا به هر قیمتی می‌بایست آسایش را به‌دست آورد؟

هرگز؛ به هر قیمتی آسایش را نمی‌توان به‌دست آورد. ما نمی‌توانیم برای به‌دست آوردن آسایش خود، آسایش دیگران را بهم بزنیم. گاهی کسانی که تصوّر می‌کنند با به‌دست آوردن یک موقعیت اجتماعی خاص یا رسیدن به یک درجه تحصیلی و یا داشتن اعتبار و یا حساب بانکی خاص می‌توان به آرامش و آسایش رسید و برای این دست به هر کاری می‌زنند، ولی در حقیقت این‌کار بیهوده است و هرگز به آسایش نخواهیم رسید، چون هر عملی عکس‌العملی دارد و هر سخنی، جوابی. شما قبل از این‌که به‌دنبال چیزی برای آسایش بروید، ببینید چقدر می‌توانید به آن اعتماد کنید. چقدر تغییرپذیر است. آیا به آن‌چه که تغییرپذیر است، می‌توان اعتماد کرد؟ پست و موقعیت اجتماعی و تحصیلی و حساب بانکی تغییرپذیرند، پس کاملاً قابل اعتماد نیستند. افراد، دوستان و آشنایان تغییرپذیرند و کاملاً قابل اعتماد نیستند، ما حتی خودمان تغییرپذیریم و کاملاً قابل اعتماد نیستیم . پس می‌توانیم به این امور به‌طور نسبی اعتماد کنیم ولی خداوند هرگز تغییر نمی‌کند و از ازل تا ابد به یک شکل است،درنتیجه فقط به او می‌توانیم اعتماد کنیم و ایمان داشته باشیم و در او می‌توانیم آسوده باشیم و آرام گیریم.

۳ـ آیا فقط باید به فکر آسایش خویش باشیم؟

انسان فقط در صورتی می‌تواند به فکر آسایش خویش باشد که اعتماد و اطمینانش به امور دنیائی و امور قابل تغییر باشد. در واقع به اموری اطمینان دارد که کم و زیاد می‌شود و امروز هست و فردا شاید نباشد. در چنین موقعیتی شخص سعی دارد آن را برای خود حفظ کند و در او صفات خودخواهی و خودپسندی رشد خواهد کرد. ولی اگر اعتماد و اطمینانش به امور غیردنیائی و غیرقابل تغییر باشد، نیازی به تلاش و مراقبت این‌که کم و زیاد شوند، ندارد و حتی دیگران را نیز با خود شریک و همراه می‌سازد. شما هرگز دیده‌اید که کسی در امور دنیائی، حساب بانکی، مقام و قدرت و غیره کسی را با خود شریک سازد؟ ولی شاید بسیار افراد معنوی را دیده باشید که از دیگران دعوت به همراهی در امور معنوی را دارند، چون امور دنیائی در شراکت با دیگران سهم ما کمتر می‌شود، ولی امور معنوی در شراکت نه‌تنها تغییری نمی‌کند بلکه در ما نیرو و انرژی بیشتری نیز ایجاد می‌کند. پس اگر ما ایمان و اطمینان خود را بر امور معنوی استوار کنیم و به خداوند ایمان داشته باشیم، هرگز به فکر آسایش خود نخواهیم بود بلکه این خداوند است که به فکر آسایش ماست و همه چیز را برایمان هموارو مهیّا می‌کند ولی اگر اطمینان خود را براساس پول و حساب بانکی، پست و مقام و تحصیلات خود بگذاریم چاره‌ای جز این نداریم و فقط باید به فکر آسایش خود باشیم و به قول معروف هرکس به فکر گلیم خود است که از آب بیرون کشد.

 

۴ـ آسایش واقعی چگونه به‌دست می‌آید؟

در واقع آسایش واقعی در ایمان به خداوند به‌دست می‌آید. کسی که به خداوند ایمان دارد، نگران چیزی نیست، چون او همه چیز را برایمان مهیّا کرده است و هرگز چیزی کم نگذاشته ولی مسأله این‌است‌که بسیاری ایمان را با امیدوار بودن اشتباه می‌گیرند، ایمان یعنی اطمینان کامل و صددرصد نسبت به خداوند، ولی امید یعنی احتمال این‌که بشود یا نشود، ولی به خود وعده می‌دهیم که شاید بشود؛ این ایمان نیست و تردید است. وقتی شما برای فردای خود برنامه‌ریزی می‌کنید، در واقع اطمینان دارید که فردا حضور دارید ولی وقتی نسبت به امری یا کاری می‌گوئید امیدوارم که بشود یعنی اطمینان به انجام آن ندارید. پس اگر می‌خواهیم آسایش واقعی داشته باشیم باید به خداوند اطمینان و اعتماد کنیم نه به شکل امید بلکه با قاطعیت و کامل، به این ایمان می‌گویند. البته زمانی می‌توانیم چنین کنیم که خداوند را در حد خدائی بپذیریم. ما گاهی به بت‌های دیگر چون پول، مقام، فامیل، خانواده و غیره بیشتر از خداوند اعتماد داریم و این آرامش را از ما می‌گیرد، در واقع آرامش واقعی فقط از طریق خداوند است و بس!

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

4210
Share

ديدگاههاي اخير