رادیو شادکامی

همیشه در خداوند شاد باشید؛ باز هم می‌گویم: شاد باشید
ترک راه کهنه
Spread the love

اینجا بشنوید

[ti_audio media=”3605″]

[ti_audio media=”3606″]

532997_10150696643967346_307118117345_9376442_987635815_n

۱ـ آیا در گذشته ماندن فایده‌ای برای ما دارد؟

در گذشته ماندن باعث عدم رشد شده و فایده‌ای که ندارد هیچ، باعث ضرر هم می‌باشد. زیان زیست در گذشته آن‌قدر هست که انسان را به انسانی مرده مبدّل می‌کند پس هرچه زودتر باید گذشته را رها کنیم و راه‌های کهنه را ترک کنیم و در اکنون قرار گیریم. البته گذشته اندرز خوبی است برای این‌که در اکنون بهتر زندگی کنیم. ما با خداوند در اکنون می‌توانیم ارتباط داشته باشیم. نه در گذشته و نه در آینده نمی‌توان با خداوند متصل بود ولی در اکنون و حال می‌توانیم همچون دو توپ که فقط در یک نقطه به هم وصل می‌شوند و هر قدر که آن‌ها را بچرخانیم باز هم فقط یک نقطه آن‌ها به هم اتّصال خواهد داشت. لحظه اکنون حقیقی و واقعی است ولی گذشته دیگر وجود ندارد و یک خاطره بیش نیست ولی می‌توان از آن برای بهتر زیستن در حال استفاده کرد. اگر چنین زندگی کنیم مسلماً آینده‌ای بسیار خوب و موفق خواهیم داشت. آینده محصول زیستن در حال با استفاده از تجربیات گذشته و یا حتی گذشتگان . ما نه‌تنها از تجربیات خود بلکه از تجربیات دیگران و تاریخ هم می‌توانیم در بهتر زیستن در حال استفاده کنیم و نیازی نیست همه چیزرا شخصا تجربه کنیم. زندگی‌های دیگران به ما کمک می‌کند که گوئی چندین زندگی را پشت سر گذاشته و تجربه کرده‌ایم. هرچه بیشتر درباره زندگی‌ها و تاریخ آن‌ها و اقوام مختلف بدانیم به ما کمک می‌کند که بهتر در اکنون خود بنمایم. البته فقط دانش و معلومات کافی نیست، باید حکمت استفاده از علوم و  دانش را هم داشته باشیم که بتوانیم یاد بگیریم که چگونه در حال زندگی کنیم. (که این حکمت را خود خداوند به ما عطا خواهدکرد بشرط آنکه ازاو بخواهیم)

۲ـ تولّد دوباره به چه معناست؟

تولّد دوباره یعنی تغییر و دگردیسی شاید مثال زیبائی نباشد ولی مثال ملموسی است: وقتی قورباغه تخم می‌گذارد یک تولّد انجام می‌شود، وقتی از تخم بیرون می‌آید تولدی دیگر و چون بچه قورباغه رشد می‌کند و تغییر شکل می‌دهد یا دگردیسی صورت می‌گیرد تولدی نو به‌وجود می‌آید. انسان هم در طول رشد خود چه از نظر فردی یا تاریخی، تغییراتی که می‌کند، تولدی دوباره کرده است. در تولّد نو حتی ماهیّت نیز عوض می‌شود، خواسته‌ها، حسّاسیت‌ها، شکل ظاهری و همه چیز تغییر می‌کند به‌طوری‌که گاهی تشخیص این‌که این همان فرد قبلی است مشکل می‌شود. یکی از این تولّد‌هائی که ما در زندگی می‌توانیم تجربه کنیم ترک راه کهنه است یا همان ترک گذشته و عادات قبلی. بهترین راه تولدی نو درارتباط با خداست. خداوند استاد این امر است او همیشه تبدیل می‌کند از خاک گیاه می‌رویاند، از تخم موجودی و از مرگ حیات می‌آورد از مرداب نیلوفر آبی می‌رویاند، از نادرستی درستی و … اگر خود را یکپارچه به‌دست خداوند که استاد تحوّل است بسپاریم از ما طلای ناب می‌سازد و ما را خالص می‌کند و هر روز عیارمان را بالاتر می‌برد، پس خود را به او می‌سپاریم و به او اعتماد می‌کنیم. چون اوست که استاد الاساتید است و پرورش‌دهنده کل حیات.

۳ـ آیا تعصب ما را از رسیدن به راه نو باز نمی‌دارد؟

تعصب، انسان را از همه موفقیت‌هایش باز می‌دارد و مانع رسیدنش به هدف می‌گردد. تعصب، ذهن و قلب انسان را بلوک می‌کند و مانع حرکتش می‌گردد و در واقع در یک راه و مسیر کهنه انسان را در انتظار مرگ نگه می‌دارد. انسان متعصّب حتی قادر به فکر کردن نیز نیست. همیشه روش‌های تازه، نو و خلاق از آن کسانی است که متعصّب نیستند و قادرند امور را به‌گونه‌های دیگر نیز بنگرند. یک هنرمند خلاق وقتی به یک منظره نگاه می‌کند آن را از زوایای زیادی بررسی می‌کند تا این‌که بتواند اثری هنری خلق کند درصورتی‌که اگر فقط از یک زاویه به منظره نگاه کنیم چیزی عایدمان نشده و نمی‌توانیم یک اثر ویژه و خاص به‌وجود آوریم. تعصب هم چنین است وقتی‌که ما حاضر به تغییر نقطه نظر خویش نباشیم و آن‌چه را که از قبل به ما آموخته شده است حفظ کرده و حاضر به بازنگری نباشیم هرگز نمی‌توانیم به راه‌های خاص و نو برسیم و باید همیشه در روش‌های کهنه و گذشته‌گان خود سیر کنیم. مذهب همین است، آئینی است که گذشتگان و پدرانمان برایمان به ارمغان گذاشته و هرگز در آن تأمل نمی‌کنیم که آن را از نقطه نظرها و زوایای دیگر بررسی کنیم و سال‌ها در آن سلوک کرده بدون آن‌که با نگاهی باز و دیدی بازتر طرز فکر و ایده‌های پدران خود را بشکافیم، شاید بتوانیم ما مکاشفه‌ای دیگر داشته باشیم. پیروی کورکورانه و متعصبانه درهر روشی، انسان را همچون مرده‌ای متحرّک کرده و به او اجازه زیستن و حیات نمی‌دهد. گاهی اوقات برای باز کردن پیچ کهنه وجودمان بهتر است از ابزار دیگری استفاده کنیم و همیشه دراستفاده از وسیله قدیمی خود اصرار نورزیم و تعصبات و افکارکهنه را کنار گذاشته و با دیدی بازتر به زندگی بنگریم که بتوانیم به راه‌های نو برسیم.

۴ـ چگونه می‌شود از تعصبات و گذشته‌های بدون فایده رهائی یافت؟

بهترین راه برای رهائی از این تعصبات و بند‌های قدیمی، اهمیّت فوق‌العاده خداوند، در زندگی است. اگر خداوند بالاترین اهمیّت در زندگی ما باشد، می‌توانیم از این تعصبات دست برداریم. منظورم از خداوند، مذهب نیست. مذهب روش است می‌توان آن را عوض کرد یا کنار گذاشت ولی خداوند غیرقابل تعویض بوده و کنار نمی‌رود. خداوند هدف است و همه وجودمان باید به سویش جهت گیرد و از تمام چیزهائی که غیر از اوست دست برداریم. خداوند مرکز وجودماست. تعداد یا اندازه‌ دایره‌هائی که بر حول این محور و مرکز می‌چرخند می‌توانند کم یا زیاد، بزرگ یا کوچک باشند ولی مهّم مرکز است و همه توجهمان باید به این مرکز باشد. وقتی مرکز خود را داشتیم، تعصبات ناپدید می‌گردد برای رسیدن به این مرکز ما کاری نمی‌توانیم بکنیم ولی او می‌تواند ما را به سمت خود متمرکز کند. ما فقط باید بخواهیم و بجوئیم. او ما را پیدا می‌کند. او به ما عطا می‌کند. خداوند همه چیز است و هیچ چیز از اراده و قدرتش خارج نیست ولی توجه کنید که خواست و اراده ما در نحوه اجرای اراده خداوند تأثیر می‌گذارد ولی آن را عوض نمی‌کند. مثل این‌که طرز و نوع رفتار فرزندمان در نحوه رفتارمان با او تأثیر دارد ولی خواست و اراده ما را عوض نمی‌کند و ما همواره او را دوست داریم و از هیچ چیز برایش فروگذاری نمی‌کنیم.

پس بیائیم با هم  دعا کنیم و بخواهیم که: خداوند ما را عوض کند و تبدیل به انسانی نو شویم زیرا که او قادر مطلق است واز او می خواهیم که مارا از تعصبات رهایی دهد زیرا او تنها نجات دهنده ماست .آمین

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Translate:

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

4031
Share

ديدگاههاي اخير

  • pink sheets: Marvelous, what a weblog it is! This weblog gives valuable i...
  • Andreas: This piece of writing is genuinely a pleasant one it assis...
  • QSSJVGHQIXGNQMBHMES: I'm really loving the theme/design of your blog. Do you ever...
  • ITWUPMVVSYECH: This web site is mostly a stroll-through for all the informa...
  • JSGUPBXLLLHWBQ: I impressed, I must say. Really rarely do I encounter a blog...
Translate »