-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است
رعب و وحشت
Spread the love

اینجا بشنوید

انسان‌ها دارای خصوصیّات و ویژگی‌های خاصی هستند که براساس اختیار و انتخاب خود به آن دست می‌یابند. محبّت کردن، دوست داشتن و حتی تنفر ،  تنها مختص انسان است و بس.  همین ویژگی‌هاست که بین انسان و حیوان تمایز ایجاد می‌کند. حال این پرسش پیش می‌آید که ترس هم از ویژگی‌های انسانی است؟ در چه مواردی باید ترسید و آیا اصلاً ترسی وجود دارد؟ سعدی می‌گوید:

رسانیدن امر حق طاعت است          ز زندان نترسم که یک ساعت است

به‌نظر من منظور سعدی چنین می‌باشد که به زندان رفتن ترسناک و دردآور است ولی وقتی دلیل زندانی شدن رساندن کلام خداوند به انسان‌ها باشد نه‌تنها ترس‌آور نیست بلکه به‌دلیل انجام یک امر اطاعتی و عبادتی به‌راحتی قابل تحمل است، بدانگونه که عیسی مسیح می‌فرماید: خوشا به حال شما آن‌گاه که مردم به‌خاطر من شما را دشنام می‌دهند و آزار می‌رسانند و هر سخن بدی به دروغ علیه‌تان بگویند، خوش باشید و شادی کنید زیرا پاداشتان در آسمان عظیم است. سعدی نیز در تأیید سخن او می‌گوید:

سعدی از سرزنش خلق نترسد، هیهات!       غرقه در نیل چه اندیشه کند باران را؟

در عین حال می‌بینیم که یک ترس لازم است و آن ترس از خداست. منتها می‌بایست به مفهوم خداترسی با تأمل و تفکر بنگریم. در این جا این ترس به معنای احترام بر کسی است که دارای حرمت و ابهّت بسیار است و همین ترس و اطاعت و فرمانبرداری از خداوند است که مانع اعمال ناشایست ما می‌گردد. چنان‌که سعدی می‌گوید:

گر آن حلوا به‌دست صوفی افتد       خداترسی نباشد روز غارت

و هم‌چنین یک نوع ترس دیگر را حافظ مطرح می‌کند که بیشتر در مفهوم نگرانی است و آن مهّم بودن، توجّه به انتخاب راه درست و راست است:

قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مکن        ظلمات است بترس از خطر گمراهی

با این حال به این نکته مهّم باید توجّه نمائیم که روح ترس به معنای وحشت از آن انسان نیست.

زیرا خداوند فرموده است: تو را هرگز وا نخواهم گذاشت و هرگز ترک نخواهم کرد. پس با اطمینان می‌گوئیم خداوند یاور ماست، پس نخواهیم ترسید زیرا انسان به من چه تواند کرد؟

هم‌چنین روحی که خداوند به ما بخشیده نه روح ترس، بلکه روح قوّت و محبّت و انضباط است.

یک نکته که نگرانی و پریشانی برای ما ایجاد خواهد کرد زمانی است که از خداوند دور گردیم و به‌خاطر تکرار اشتباهات از ما روی برگردانده و ما را به حال خود تنها واگذارد. و چه زیباست سخن سعدی دراین‌باره:

با فراقت چند سازم؟ برگ تنهائیم نیست        دستگاه صبر و پایاب شکیبائیم نیست

ترسم از تنهائی، احوالم به رسوائی کشد       ترس تنهائیست، ورنه بیم رسوائیم نیست

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

3827
Share

ديدگاههاي اخير