آرامش

Spread the love

اینجا بشنوید

والاترین عامل آرامش خداوند مهربان است و بس. آیا کسی به‌جز خداوند می‌تواند قلب و جان ناآرام ما را آرامش بخشد؟ ما با عبادت و پرستش خود سعی می‌کنیم به آرامش برسیم ولی این خداوند است که به ما قدرت حرکت و هم‌چنین آرامش در خودش را عطا می‌فرماید. هم‌چنان‌که عطّار می‌گوید:

                    با ورَع هرکس که خود را کرد راست         جنبش و آرامش از بهر خداست

و بیشتر انسان‌ها و یا به‌عبارتی تمام انسان‌ها نیاز به آرامش دارند و همگان در پی یافتن این آرامشند. امّا به راستی این آرامش کجاست و از چه طریق به آن دست می‌یابیم؟

مولوی می‌گوید زمانی تلاش و آسایش ما نتیجه می‌گیرد که فقط به خداوند بیندیشیم و برای او عمل نمائیم و تمام نیّت و خواست ما در هنگام راز و نیاز و زندگی خود برای خداوند باشد و بس:

                جنبش و آرامش اندر خلوتش           جز برای حق نباشد نیّتش

از طرفی سعدی می‌گوید ما هرگاه در کنار خداوند و برای خداوند زندگی کنیم در هر شرایطی که باشیم احساس آرامش کرده و نیازمند به هیچ چیز دیگر نخواهیم بود زیرا خداوند است که به ما هر آن‌چه را که بخواهیم عطا می‌فرماید:

دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت           من آزادی نمی‌خواهم که با یوسف به زندانم

سعدی به ما می‌گوید که فقط با خداوند زیستن است که به ما آرامش و آزادگی می‌بخشد. و این دنیا و خوشی‌هایش توان چنین کاری را ندارد. بدان گونه که عیسی مسیح نیز می گوید:جهان نمی تواند به ما آن آرامشی را بدهد که من به شما می بخشم.

در عین حال می‌بینیم که وقتی به شناخت خداوند نائل می‌گردیم به او نزدیک شده و در قلب خود ملاقاتش می‌کنیم. بی‌قراری ما بر سر دیدار دائمی و نزدیکی بیشتر به او شروع می‌شود یعنی در او آرام هستیم و در یافتنش بی‌قرار. چنان‌که عطّار می‌گوید:

براو عاشق شدند از خود برفتند      نه روز آرام‌شان نی شب بخفتند

و یا:

   به یک ره عقل بردی ای دل آرام             توئی بی‌شک مرا در جان دل آرام

و به عقیده قاآنی همه چیز به‌واسطه خداوند است که کامل شده و آرامش می‌یابد:

زمان را از تو افزایش، زمین را از تو آسایش         روان را از تو آرامش، خرد را از تو استغناء

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *