رادیو شادکامی

همیشه در خداوند شاد باشید؛ باز هم می‌گویم: شاد باشید
رازونیاز
Spread the love

 دعاو رازونیاز

   اینجا بشنوید


به‌نظر شما دعا چیست؟ تا آن‌جا که می‌دانم از نظر لغوی یعنی خواندن و دعوت کردن و صحبت کردن با کسی

وقتی ما با کسی درد دل می‌کنیم و مشکلات شخصی خود را برایش بازمی‌گوئیم چه انتظاری از او داریم؟ آیا فقط بشنود و پاسخی ندهد؟ آیا اظهارنظر کرده و پیشنهادی به ما بدهد؟ آیا ممکن است از اظهارنظر او خوشمان بیاید یا احساس دخالت کنیم؟ آیا فقط نیاز به شنونده داریم؟ آیا با هر کسی درد دل می‌کنیم؟ آیا همیشه به‌دنبال کسی نمی‌گردیم که شنونده‌ای صبور و مهربان و در عین حال دارای آگاهی و دانش بوده ورازدار هم باشد؟

                             من که به‌جز خداوند کسی را دارای چنین خصوصیّت ویژه‌ای نیافته‌ام.

مولوی در یکی از غزلیاتش می‌گوید آن‌قدر دعا کن تا بالاخره جوابت را از خداوند بشنوی:

چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان          کز گنبد هفت آسمان در گوش تو آید صدا

هم‌چنین می‌گوید:

خداوند که تو را در آزمایش و امتحانی سخت قرار می‌دهد خودش هم تو را وادار به دعا می‌کند و پاسخت را خواهد داد. می‌دانید چرا؟ زیرا خداوند دوست دارد همیشه با او سخن بگوئیم و فقط از او کمک بخواهیم.

هنگام دعا و راز و نیاز به‌خصوص در سحرگاهان و در خلوت خود سرشار از خوشی خواهیم شد زیرا که با یار مهربان و صبور و رازدار خویش در حال گفتگوئیم:

عارف، گوینده بگو تا که دعای تو کنم             چونک خوش و سرمست شوم هر سحری وقت دعا

دعای راستین دعائی است بی‌ریا و پاک و در نهایت فروتنی و عدم تظاهر و ارتباطی است زیبا و صحیح با خداوند.

پس مطمئناً دعای نادرست بی‌جواب خواهد ماند و دعای واقعی کلید گشایش قفل‌هاست. هم‌چنان‌که مولوی در دیوان شمس می‌گوید:

گفت نخستین تو حدث  را بدان               کژ مژ ومقلوب  نباید دعا

زانک کلیدست و چو کژ شد کلید           وا شدن قفل نیابی عطا

هنگامی‌که دعا می‌کنیم و با خداوندمان صحبت می نمائیم این دعاها و راز و نیازهایمان همچون ابری سفید و رخشان به‌ سوی آسمان می‌روند و اطراف زمین را هاله‌ای از عشق و محبّت به خداوند فرا می‌گیرد و هنگامی‌که باران رحمت خداوند بر زمین شروع به باریدن می‌کند برکت و سلامتی و آرامش و پاکی بر همگان سرازیر می‌گردد؛ و وای بر زمانی‌که ناله و نفرین ما به آسمان برخیزد که چون ابری سیاه و آلوده اطراف زمین را گرفته و هنگام ریزش باران رحمت خداوند آن را آلوده و تیره کرده و نکبت و بدبختی بر سر ناله‌گران و نفرین‌کنندگان می‌ریزد.

پس آیا نباید مراقب باشیم که باران رحمت الهی را که همیشه پاک و بی‌غش است با ناله‌ها و نفرین‌هایمان آلوده و تیره نسازیم؟!

این موضوع شهری را به یاد من می‌آورد که بر اثر ترافیک و دود‌های تیره، ابری سیاه روی آن را پوشانده و هنگامی‌که باران پاک و تمیز شروع به باریدن می‌کند و از این غبار آلوده و سیاه عبور می‌کند تمام لباس‌های روشن را چگونه کثیف و آلوده می‌نماید؟

پس بیائیم با دعای خیر و راز و نیاز زیبایمان با خدا، برکت را از آسمان دریافت نمائیم و دست از نفرین و آه و ناله برداشته ومانع بارش نکبت و بدبختی بر سرمان شویم.

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Translate:

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

3797
Share

ديدگاههاي اخير

Translate »