خدا عاشق ماست

Spread the love

 اینجا بشنوید

سعدی شیرازی تنها در دو بیت، جامع و آشکارا می‌گوید که خداوند به‌خاطر عشق و رحمت بی‌پایانش همه چیز را برای ما خلق کرده و تنها خواسته او در برابر این همه عشق و محبتش نسبت به ما این‌است‌که از آن همه نعمت به‌درستی استفاده کرده و شایسته زندگی کنیم:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند                تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

و در ادامه یادآور می‌شود حال که این همه لطف و عشق نثار ما گشته و همه چیز تحت تسلّط ماست، آیا انصاف است که مطیع خداوند نبوده و با تمامی دل او را نستائیم؟!

همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار                     شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

چنان‌که در کلام خداوند می‌خوانیم: اگر من شما را این قدر دوست دارم، آیا شایسته است که شما مرا کمتر دوست داشته باشید؟

هم‌چنین در گلستان، سعدی متذکر می‌گردد که رحمت و عشق خداوندی شامل حال همگان است و او آن‌چنان عاشق ماست که همواره مراقب روزی روزانه ما بوده و حتی اگر مرتکب گناه و خطائی گردیم بر ما رحم کرده و آن را بر همگان آشکار نمی‌سازد و روزی ما را به‌واسطه آن خطا قطع نمی‌کند:

باران رحمت بی‌حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی‌دریغش همه‌جا کشیده، پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی‌خواران به خطای منکر نبُرد.

از طرف دیگر شگفت زده از نهایت عشق و رحمت خداوندی حتی نسبت به اغیار، می‌گوید:

دوستان را کجا کنی محروم؟               تو که با دشمنان نظر داری

حافظ شیرازی نیز از نهایت لطف و فیض و رحمت خداوند گفته و بر بخشش گناهان از جانبِ خداوندِ محبّت و عشق تأکید می‌نماید و معتقد است که هیچگاه نباید از فیض او ناامید شد:

طمع ز فیض کرامت مبُر که خلق کریم         گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید

عطّار نیشابوری رو به‌سوی خداوند آورده و با تمامی دل و جان به او می‌گوید همواره تو را وصف کرده و می‌ستایم:

به‌جز وصفت نخواهم کرد ای جان            که تا مانم به عشقت فرد، ای جان

سپس عاشقانه درخواست می‌کند تا به کام دلم که همواره وصال و دیداراوست ، نرسم، دست از دعا و ناله و فریاد برنخواهم داشت:

اگر کامم نخواهی داد این‌جا                  ز دست تو کنم فریاد این‌جا

و خداوند است که در کلامش می‌فرماید:

«چشمان خداوند بر نیکان است و گوش‌های وی متوجّه فریاد آن‌هاست.»

پس همگی همچون عطّار، خداوند خدای متعال خود که الف و یاء، اولین و آخرین ، آغاز و انجام است را می‌ستائیم.

توئی اوّل، توئی آخر تعالی          توئی باطن، توئی ظاهر تعالی

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *