شهوترانی

Spread the love

 

images (77)

 

نگرانی‌های زندگی و عشق به مال دنیا و هوی و هوس و چیزهائی دیگر داخل می‌شوند و کلام خداوند را خفه می‌کنند و آن را بی‌ثمر می‌سازند.

طبق کلام خداوند می‌بینیم که هوی و هوس و توجّه به مادیات همواره انسان‌ها را از  خداوند دور ساخته و به قول مولانا همچون افسار و مهاری بر بینی و گردن انسان‌ها قرار گرفته و به هر سو که بخواهد می‌کشاند:

ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده در بینی         چو اشتر می‌کشاند او، به گرد این جهان ما را

سعدی شیرازی انسان شهوت‌ران را بیش از یک حیوان نمی‌بیند:

آدمی صورت اگر دفع کند شهوت نفس        آدمی خوی شود،  ور نه همان جانورست

و در جائی دیگر نیز چنین می‌گوید:

خور و خواب و خشم و شهوت، شغبست و جهل و ظلمت            حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت

وحشی‌بافقی نیز متذکر می‌گردد که شهوت برای نزدیکی مشروع ، لازم است ولی این‌که به شهوت‌رانی به نام عشق‌ورزی مشغول گردیم، خطاست:

به شهوت قرب تن با تن ضرور است             میان عشق و شهوت راه دور است

در کلام خداوند تأکید بر شهوت مشروع است که بدن انسان برای شهوت‌رانی نامشروع ساخته نشده است بلکه برای خداوند است و خداوند برای بدن. اگر کسی بذر را در کشتزار هوی و هوس خویش بکارد از آن خرمنِ مرگ را درو خواهد کرد و اگر در کشتزار روح خدا بکارد، از روح، حیات جاودانی را درو خواهد کرد.

سنائی آشکارا می‌گوید اگر همین امروز دست از شهوت‌رانی خود برنداریم فردا در آتش جهنمی که خود برپا کرده‌ایم خواهیم سوخت:

گر امروز آتش شهوت بکُشتی، بی‌گمان رستی         وگرنه تف  آن آتش، ترا هیزم کند فردا

عطّار نیز انسان شهوت‌پرست را نادان دانسته و به او توصیه می‌کند که عاقلانه بیندیشد و دست از هوسرانی بردارد که نتیجه آن آتش جهنم است و بس:

آخر ای شهوت‌پرست بی‌خبر، گر عاقلی!      یک دمی لذّت کجا ارزد به صد ساله عذاب؟!

مولانا هم عقل را ضد شهوت دانسته و می‌گوید:

عقل ضد شهوتست ای پهلوان           آنک شهوت می‌تند عقلش مخوان

و از مردم دنیاپرست گله کرده و می‌گوید درباره امور دنیوی بسیار متفکرند ولی اصلاً به فکر ترک شهوت و هوسرانی نیستند:

عقلشان در نقل دنیا پیچ پیچ          فکرشان در ترک شهوت، هیچ هیچ

سعدی شیرازی تنها راه آگاهی و رسیدن به مکان عالی انسانیت را دوری از شهوت و هوسرانی می‌داند:

گر شهوت از خیالِ دِماغت به در روَد        شاهد بود، هر آن‌چه نظر بر وی افکنی

و پرواز روحانی انسان‌ها را به واسطه رهائی از بند شهوت می‌داند و بس:

طیَران مرغ دیدی؟ تو ز پای‌بند شهوت           به درآی ، تا ببینی طیَران آدمیت

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *