رادیو شادکامی

همیشه در خداوند شاد باشید؛ باز هم می‌گویم: شاد باشید
غیبت و بدگوئی
Spread the love

اینجا بشنوید


یکی از رفتارهای ناشایست و مخرب در زندگی ما انسان‌ها غیبت و بدگوئی درباره دیگران است. این رفتار و عادت نادرست هم به گوینده آسیب می‌رساند هم بسیاری را می‌سوزاند. چنان‌که عطّار می‌گوید:

چو تیغی تیز بگشاید زبانی      به غیبت می‌کشد خلق جهانی

حال چرا انسان‌ها راجع‌به دیگران صحبت کرده و از ایشان بد می‌گویند؟ کلام خداوند می‌گوید: چرا پر کاهی را که در چشم برادرت می‌بینی ولی در فکر چوب بزرگی که در چشم خود داری نیستی؟!

نظامی نیز دراین‌باره می‌گوید:

به عیب خویش یک دیده نمائی            به عیب دیگران صد صد گشائی

آری مشکل اساسی عدم آگاهی شخص بدگو از عیوب خویش است و به‌واسطه این ناآگاهی ترجیح می‌دهد که دیگران را مورد بررسی و قضاوت قرار داده و به‌راحتی به خود اجازه می‌دهند که به ایشان تهمتی زده یا درباره‌شان سخنان نادرست بیان کنند. سعدی شیرازی نه‌تنها با بدگوئی در مورد دیگران مخالف است بلکه نیک گفتن را نیز نمی‌پسندد و معتقد است که بدگوئی باعث خشم و دشمنی می‌گردد و تعریف، باعث غرور:

بد اندر حق مردمِ نیک و بد           مگوی ای جوانمرد صاحب خرد

که بدْ مرد را، خصم خود می‌کنی            و گر نیکمردست بد می‌کنی

و عجیب آن‌که هرگاه پای صحبت غیبت‌کننده‌ای می‌نشینیم پس از چندی نیز درباره خود از او چه سخن‌ها که نمی‌شنویم. همان‌گونه که سعدی در بوستانش می‌گوید:

هر آن کو بَرَد نام مردم به عار            تو خیر خود از وی توقع مدار

که اندر قفای تو گوید همان            که پیش تو گفت از پس مردمان

پس چنان‌که خداوند از دروغگوئی و بدگوئی اکراه دارد می‌توانیم با حکمت و آگاهی مراقب کلام خود بوده و از بدگوئی بپرهیزیم و پاک و راستین و اندک سخن بگوئیم. چنان‌که سعدی می‌گوید:

صد انداختی تیر و هر صد خطاست        اگر هوشمندی یک انداز و راست

و به قول نظامی رازدار باشیم و نیکو کلام نه غیبت‌کن و بد زبان.

حافظ آینه این یک هنر بس          که پیش کس نگوید غیبت کس

پس طبق کلام خداوند: اگر طالب زندگی خوب و خوش می‌باشیم از سخنان بد و دروغ بپرهیزیم.

سعدی در گلستانش یادآور می‌گردد که از همان کودکی باید مراقب باشیم که فرزندانمان به غیبت و بدگوئی نپردازند. درحکایتی می‌نویسد هنگامی‌که پسر به عبادت شبانه خود مغرور شده و از دیگران که خوابیده‌اند ایراد گرفته و بد می‌گوید پدر به پسر چنین پند می‌دهند:

گفت جان پدر! تو نیز اگر بخفتی بِهْ از آن‌که در پوستین خلق افتی.
ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Translate:

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

3423
Share

ديدگاههاي اخير

Translate »