1ـ نیکی و محبّت به والدین تا چه اندازه مهّم است؟
نیکی و محبّت به والدین بسیار دارای اهمیّت است زیرا والدین به فرزندان خود در حد توان خویش نیکی کردهاند و بهصورت طبیعی والدین فرزندان خود را خدمت میکنند ولی این فرزندان هستند که باید اینکار را بهطور ارادی انجام دهند میتوانیم بگوئیم والدین بهطور غیر ارادی و غریزی به فرزندان خود محبّت دارند ولی فرزندان باید با اختیار و اراده خود به این مهّم بپردازند.
۲ـ آیا این نیکی و محبّت حتماً باید دوطرفه باشد؟
مسلماً از طرف والدین به اندازه درک و توانائیشان این محبّت هست و از طرف فرزندان نیز وقتی بهطور ارادی و اختیاری صورت پذیرد، این چرخه کامل شده و هر روز افزون میگردد.
۳ـ نیکی و محبّت فرزند بر والدین مهّمتر است یا بالعکس؟
نیکی و محبّت از والدین شروع شده و با فرزندان کامل میشود و هر دو دارای اهمیتی یکسان هستند. ولی ما باید بدانیم که والدین همیشه به اندازه توانائی و درکشان به فرزندشان محبّت میکنند، هرچند اگر از نظر فرزندان و دیگران بعضی از رفتارهای آنها دور از محبّت بهنظر آید.
۴ـ نیکی و محبّت به والدین چه تأثیری در زندگی روزمره ما دارد؟
نیکی و محبّت به والدین باعث کامل شدن چرخه زندگی شده و اجازه میدهد که جریانهای روحانی و مادی در میان خانواده رشد کند و باعث شادی و نشاط بیشتر شده و بهطور طبیعی همگی میبینیم وقتی عشق و محبّت بین والدین و فرزندان دو طرفه هست امور مادی زندگی نیز براساس معنویات شکل میگیرد.
۵ـ ایمان به خداوند چه تأثیری در رفتار بین والدین و فرزندان دارد؟
مسلماً یک شخص ایماندار و خداپرست رفتار و عملکردش با والدینش بسیار شایسته و درست است (همچنین برعکس رفتار والدین با ایمان هم). میتوانیم بگوییم، ارتباط با خدا مثل ارتباط با والدین میباشد و خداوند همچون پدری مهربان همیشه ما را محبّت و راهنمائی میکند و ما هم او را بسیار دوست داشته و احترام میکنیم. یعنی رابطه با خدا همچون ارتباط با والدین رابطهای روحانی و فرزندی، پدری است.
ارسال در فیس بوک






