حسادت

Spread the love


[ti_audio media=”1910″]

[ti_audio media=”1911″]

۱ـ به چه شخصی حسود می‌گوئیم؟

کسی که از پیروزی و موفقیت دیگران ناراحت و دلگیر می‌شه، حسوده. چنین شخصی همه چیز رو برای خود می‌خواد و خودخواهه. به‌عبارتی خودخواهی و حسادت با هم ارتباطی تنگاتنگ داشته و حسد ریشه در خودپرستی و خودشیفتگی که نوعی بیماری روحی ـ روانیه داره.

هم‌چنین می‌تونیم بگیم، حسادت ریشه در کمبود‌هائی که در درون خویش احساس می‌کنیم، داره. وقتی ما فاقد چیزی باشیم که دیگران دارای اون هستند، درصورتی‌که شخص خودشیفته و خودپرستی باشیم، احساس حسادت در ما برانگیخته شده و باعث آزارمون می‌شه و بسیاری از احساسات دیگه همچون دشمنی، کینه، نفرت، خشم و غیره رو در وجود ما فعّال می‌کنه که همه این‌ها شادی را از ما گرفته و باعث غم و افسردگی خواهد شد.

۲ـ آیا حسادت یک خصوصیّت انسانی است؟

اگه انسان رو فقط یک موجود مادی فرض کنیم، جواب مثبت است. ولی اگه انسان رو انسانیت بدونیم و اورا به دو بُعد حیوانی و انسانی یا جسمانی و معنوی تقسیم کنیم، حسادت مربوط به بُعد حیوانی و جسمانی خواهد شد. برای این‌که حیوان و بُعد حیوانی، همه چیز رو برای خویش می‌خواهد و این از اونجا نشأت می‌گیره که حیوان برای بقای خودش تلاش می‌کنه و همه وسایل لازم برای زیستن رو باید در اختیار بگیره تا بتونه به حیات خودش ادامه بده. مثلاً وقتی چند پرنده در حال برچیدن دانه از زمین هستن، آن‌ها سعی دارند هرچه سریعتر دانه‌های بیشتری از زمین بردارند و وقتی پرنده‌ای جلوی دیگری قرار بگیره با نوکشون به هم حمله می‌کنند. این خوی حیوانی در حیوانات لازمه چون باعث بقای دنیائی و مادیشون خواهد شد.

خب انسان هم اگه بخواهد در خوی حیوانی خودش باقی بمونه و از اون فراتر نره این‌چنین خواهد‌بود و همه دانه‌های روی زمین رو برای خودش می‌خواد و وقتی همسایه یا دوستش دانه‌های بیشتر برمی‌داره، دچار حسادت و خودخواهی شده و ممکنه که دست به هر کاری بزنه، ولی فقط وقتی از بُعد حیوانی گامی فراتر میره به مرحله انسانیت قدم می‌ذاره، نه‌تنها حسادت نمی‌ورزه بلکه به دوست و برادر و خواهرش اجازه می‌ده که به اندازه کافی از امکانات زندگی بهره‌مند بشن.

 شاید بگین خب اگه ما اجازه بدیم دیگران به ما فرصت بهره‌مند شدن از بسیاری امکانات رو نمی‌دن. باید بگم این فقط یک طرز فکر مادی و دنیای است و در حقیقت غیر از اینه، وقتی ما اجازه بدیم انسانیت در ما بیشتر رشد کنه از برکات و نعمت‌های بیشتری هم بهره‌مند می‌شیم، شاید این از نظر عقل کمی عجیب به‌نظر بیاد ولی باید بگم که عقل هم براساس مادیات می‌تونه کار کنه ولی حقیقت چیز دیگری است. در دنیای معنوی هرچه بیشتر ببخشیم بیشتر به‌دست می‌آوریم و ثروت واقعی نه در اندوختن بلکه در بخشیدن است.

۳ـ تفاوت حسادت و غبطه چیست؟

حسادت وقتی به حالت هشیارانه تبدیل بشه غبطه نامیده میشه. حسادت ریشه در بُعد حیوانی و غبطه ریشه در بُعد انسانی داره، حسادت باعث برانگیخته شدن کینه، دشمنی، خشم و نفرت شده و غم و افسردگی به بار می‌آره ولی غبطه موجب رشد و شکوفائی و پرشدن شکاف‌های درونی ماست. وقتی به داشته‌های کسی غبطه می‌خوریم باعث می‌شه که با او بیشتر دوست بوده و برای آن‌چه که داره تشویقش کنیم و اگر داشتن آن موجب بنای ما هم بشه در به‌دست آوردن آن تلاش خواهیم کرد. ما اگر حسادت بورزیم هرگز نمی‌تونیم به آن‌چه که دیگران دارای آن هستند دست یابیم ولی با غبطه می‌تونیم. غبطه به‌همراه محبته ولی حسادت محبّت نیست و خلاصه در حسادت آرامش نیست ولی غبطه به‌همراه آرامش است و به قول ضرب‌المثل معروف «حسود هرگز نیاسود» پس هیچ‌‌گاه حسودان آرامش نخواهند داشت و در مورد معنای کلمه غبطه در لغت‌نامه دهخدا چنین نوشته است: غبطه آرزو بردن به نیکوئی حال کسی بی‌آن‌که زوال آن از او خواهد.

۴ـ بهترین راه‌حل رهائی از حسادت به‌نظر شما چیست؟

بهترین راه‌حل رهائی از این حس مخرب و رنج‌آور، آگاهی بر آن است. وقتی ما هشیار بر وجود حسادت در خویشتن باشیم، می‌تونیم روی آن مراقبه کرده و با دعا و کمک خداوند، آن را تبدیل به غبطه کنیم. به قول پروین اعتصامی

روزی پند گفت به من گردش فلک            آن روز گوش پند شنیدن نداشتم
هرگز مرا ز داشتن خلق رشک نیست           زان غبطه می‌خورم که چرا من نداشتم

و در این‌جا پروین می‌گه که از آن‌چه دیگران دارند باعث رنجش و رشکش نمی‌شه بلکه از این غبطه می‌خوره که چرا گوش پند شنیدن نداره.

پس می‌بینیم که غبطه در حقیقت یک حالت درونی و بیشتر هم برای معنویت به‌کار می‌ره، یعنی  مثلاًبرای پند شنیدن یا حالاتی غیرمادی.

۵ـ به‌نظر شما منظور سعدی از این بیت چیست؟
بمیر تا برهی از حسود کین رنجیست             که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رَست

این‌جا منظور از مردن یعنی مردن در تمامی امیال جسمانی، چون حسادت ریشه در امیال مادی و جسمانی دارد. پس وقتی درخواسته‌های مادی خود بمیرم، خود‌به‌خود حسادت را در ریشه از بین برده‌ایم و این تنها راه رهائی از درد و مشقت این احساس مخرب است. به قول مولانا که می‌گوید:

اقتلونی، اقتلونی یا ثقاه        ا‌ن فی قتلی حیاناً فی حیاه

در این‌جا هم منظور شاعر همین است که تنها راه نجات مردن در امیال است و فقط با آزاد شدن از مادیات می‌توانیم به انسانیت و حیات جاودانی نائل شویم و تا زمانی‌که اسیر جسمانیت و هوی و هوس دنیائی باشیم قادر به زندگی نخواهیم بود و نصیب ما جز رنج و عذاب چیزی نیست.

ارسال در فیس بوک

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *