-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است

پست هاي مربوط به تاريخ دی, ۱۳۹۲:

خدا عاشق ماست

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

 اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

images (94)

۱ـ آیا ما عاشق خداوندیم یا او عاشق ماست؟

البته که خداوند عاشق ماست، چون اگر عاشق ما نبود ما را نمی آفرید. هم‌چنین پس از آن برای روزگاران بسیار زیاد حفظمان نمی‌کرد. او عاشق ماست که با این همه ضعف و ناتوانی ما باز هم ما را محافظت می‌کند. با این همه نافرمانی و اشتباه ما را نگه می‌دارد والا کاری ندارد، نابود کردن همه انسان‌ها. او عاشق ماست که همه کائنات را برای بقای ما مهیّا کرده و مواظب ماست. او عاشق ماست که این همه پیامبران و رسولان را برای هدایت انسان و شناخت درستی و نادرستی فرستاد و با این‌که از فرمان آن‌ها سرپیچی کردند باز هم آن‌ها را کامل هلاک نکرد و اگر هم سختی برایشان به‌وجود آمد فقط هشداری بود. اگر خداوند عاشق ما نبود، باید هیچ یک از ما اکنون نمی‌بودیم. نوع بشر باید هلاک شده بود ولی او عاشقی خردمند و صبور است. همچون پدری که عاشق فرزند خویش است و از روی عشقش گاهی تنبیه می‌کند که به رفتارهای ناشایست و خطرناک خود هشیار باشد. پدر و مادری اگر اجازه می‌دهند که فرزندشان سوختن را تجربه کند نه این‌که او را دوست ندارند بلکه می‌خواهند که آن را بشناسد و مفهوم سوختن را بداند ولی مسلماً اگر در خطر بیفتد با تمام وجود او را نجات می‌دهند. عشق خداوند آن‌قدر زیاد است که خود را نیز تا حد انسان فروتن کرد و بر روی زمین آمد و از هیچ فداکاری فروگذار نکرد و تمام گناهان انسان را بر تن گرفت و به‌خاطر انسان گنه‌کار مرد و ما را نجات بخشید. آری، خداوند اوّل عاشق ما بود، از ازل تا به ابد هم عاشقمان خواهد ماند. ولی آیا ما هم عاشق او هستیم یا این‌که او را فقط برای رفع نیازهای مالی خود می‌خواهیم؟

باید بگویم خداوند خود عشق است. او عشق خالص است.

۲ـ آیا عشق ورزیدن خداوند تنها به معنای ایجاد راحتی و خوشی برای ماست؟

مسلماً عشق ورزیدن حقیقی گاهی با راحتی همراه نیست و با سختی همراه است. ببینید معمولاً همگی فکر می‌کنند که وقتی در راحتی و خوشی هستند، خداوند آن‌ها را بیشتر دوست دارد و آن‌را معجزه می‌دانند درصورتی‌که گاهی انسان‌های بی‌ایمان و بی‌خدا دارای زندگی بسیار راحت‌تر و خوش‌تری هستند و بالعکس انسان‌های باخدا و حتی انبیاء الهی زندگی سراسر سختی و مشقتی داشتند. پس اگر ملاک ما برای عشق خداوند راحتی و خوشی باشد خداوند هرگز عاشق انبیاء و رسولان و ایمان‌داران نیست و بالعکس بی‌ایمانان و بی‌خدایان رابیشتر محبّت می‌کند! ولی در حقیقت چنین نیست، راحتی دنیائی دلیل بر عشق و محبّت خداوند نیست و هیچ ربطی به آن ندارد. خداوند عاشق همه ماست ممکن است از اعمال و رفتار ما خوشحال و راضی نباشد ولی همچون پدری که فرزندانش را دوست دارد و محبّت می‌کند همه ما را دوست دارد ولی اعمال و رفتارمان از خودمان جداست و خداوند براساس اعمال و رفتار و قلب ماست که ما را مورد داوری قرار خواهد داد. ولی کسی که ایمان بیاورد و قلب خود را به‌سوی خداوند بگشاید بر او داروئی خواهد بود و نجات می‌یابد همچون فرزندی که در مقابل پدرش زانو می‌زند و از رفتارهای ناشایسته اش ابراز ندامت می‌کند. پس ما هم همواره مورد عشق خداوند قرار داریم ولی دریافت آن بسته به محبّت و عشق‌مان نسبت به اوست.

۳ـ آیا تأدیب خداوند نیز نشانه عشق او نسبت به ماست؟

البته که چنین است. همان‌طور که خداوند می‌فرماید ای فرزند من، تأدیب خداوند را ناچیز نشمار و وقتی او تو را سرزنش می‌کند ناامید نشو زیرا خداوند هرکه را دوست دارد تأدیب می‌کند و هرکه را به فرزندی می‌پذیرد تنبیه می‌نماید. شما باید متحمل این سختی‌ها بشوید زیرا این نشان می‌دهد که خدا با شما مانند فرزندان خود رفتار می‌کند. آیا هرگز فرزندی بوده است که به‌دست پدر خویش تأدیب نشده باشد؟ زمانی‌که تنبیه می‌شویم نه‌تنها برای ما خوشایند نیست بلکه دردناک است امّا بعد‌ها کسانی که با چنین تنبیهی تأدیب شده‌اند از ثمرات آرامش یک زندگی نیکو بهره‌مند می‌شوند. با این‌که وقتی پزشکمان جهت درمان به ما توصیه‌های می‌کند، نه این‌که رعایت می‌کنیم و برطبق اصول و قوانین او رفتار کرده تا بهبود یابیم. پس چقدر باید بیشتر به توصیه‌ها و دستورات خداوند که پزشک اعظم است گوش فرا دهیم که عاشق ماست و در فکر سلامتی‌مان است. او که از هر پزشکی آگاهتر و هیچ چیز از نظرش پنهان نیست ما حتی برای بهبود زیر تیغ جراحی رفته و درد‌های بسیاری را تحمل می‌کنیم چون می‌دانیم که برای بهبود و آرامش ماست، پس چقدر بیشتر باید در مقابل تیغ جراحی خداوند که بسیار پرمهرتر از پزشکان است خوشنود باشیم و صبور تا بهبود یابیم. پس همه فرامین خداوند و درد‌هائی که متحمل می‌شویم نه از روی بندگی که از روی محبّت و عشق با صبوری کامل تحمل می‌کنیم تا رشد یافته و آماده باشیم برای کارهای عظیم خداوند که قرار است از طریق ما انجام پذیرد و دعا می‌کنیم که همه ما فیض و برکت صبر و آگاهی بر این درد‌ها و تنبیهات را پیدا کنیم که با آسایش و خوشنودی بیشتر تحمل کرده و به سرمنزل مقصود برسیم و به قول سعدی که می‌گوید:

سعدی اگر داغ عشق در تو مؤثر شود             فخر بود بنده را داغ خداوندگار

۴ـ ما چگونه می‌توانیم عاشق خداوند باشیم؟

این فیضی است که خداوند به ما عطا می‌کند و باید برای آن دعا کنیم. خوب عدم غرور و فروتنی کمک به دیگران دوست داشتن آن‌ها، حفظ احکام خداوند و در نهایت دو حکم بزرگ خداوند که بیانگر همین مسأله است که خدای خود را با تمامی ذهن، قلب و جان دوست بدار و همسایه خود را همچون خود. ببینید، حکم اوّل خداوند که او را با تمامی وجود دوست بداریم، در واقع خلاصه چهار حکم اولیه خداست و این‌که همسایه خود را همچون خود نیز خلاصه شش حکم دیگر خداست. بله در اصل می‌بینیم که دوست داشتن خداوند همچون چرخ‌دنده‌ای است که در میان عشق خداوند به ما و زندگی قرار دارد. خداوند همیشه در حال دوست داشتن ماست و برایمان کار می‌کند، این چرخ‌دهنده مدام در حال چرخش است، چرخ‌دهنده عشق ما باید با این چرخ‌دهنده عشق خداوند از یک سو و چرخ‌دنده زندگی از سوی دیگر وصل شود تا زندگی به چرخش درآید والا چرخ زندگی به‌درستی نمی‌چرخد و واقعاً کسی که طبق اصول خداوند زندگی کند و عاشق او باشد در زندگی هیچ مشکلی روحانی نخواهد داشت ودرموردمشکلات مادی نیز صبورخواهد بود و در واقع عشق ما به خداوند باعث می‌شود که چرخه عشق کامل گردد و چون عشق خداوند به ما همچون باران همواره می‌بارد و عشق ما همچون زمینی حاصلخیز باعث ‌شود که زندگی مان ثمرات فراوانی به بار آرد و همیشه سبز و خرم خواهیم بود.

پس دعا می‌کنیم که به فیض عشق خداوند نائل آئیم. آمین

 

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
پایداری

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

esteghamt1

۱ـ استقامت و پایداری به چه معناست؟

استقامت به معنای پابرجا بودن و مقاومت کردن در به پایان رساندن راه و مسیری که در آن هستیم می‌باشد و ما را به اهدافمان نزدیک خواهد کرد. نوع استقامت و تأثیر آن بر ما بسته به هدفی است که می‌خواهیم به آن برسیم. مسلماً اگر اهدافمان اهدافی دنیائی باشد، استقامت و پابرجائی کاری دشوار بوده ولی استقامت و پایداری در امور معنوی، چون هدف، خداوند است کار دشواری نیست زیرا این استقامت بر ایمان و امید پابرجاست. همان‌طور که خداوند می‌فرماید: بلکه در زحمات خود نیز شاهد هستیم، زیرا میدانیم که زحمت ما بردباری و استقامت ایجاد می‌کند و بردباری موجب می‌شود که مورد قبول خداوند شویم و این امر امید را می‌آفریند. در راه معنویت و خداوند تا حد جان هم می‌توان مقاومت کرد ولی وقتی مسائل و مشکلات مادی به‌میان می‌آید، در پی راهی می‌گردیم که از آن بگریزیم.

۲ـ آیا ثبات قدم به معنای لجبازی است؟

به هیچ‌عنوان. ثبات قدم جنبه روحانی استقامت است درصورتی‌که لجبازی جنبه مادی آن. کسی که از روی لجبازی در انجام کاری اصرار می‌ورزد لذتی نمی‌برد و به نوعی خود آزاری می‌کند. انسان لجباز محبّت ندارد و کسی که محبّت ندارد به خداوند ایمان ندارد و انسان بی‌ایمان امیدی نخواهد داشت ولی در مقابل کسی که ثبات قدم دارد و لجبازی ندارد با ایمان می‌تواند استقامت داشته باشد، چنین شخصی صبور بوده و با ایمان و امید تحمل می‌کند و به وعده‌های خداوند مطمئن است. استقامت و پایداری که براساس ایمان باشد نه لجبازی بلکه واقعاً پایداری خواهد‌بود و به آسانی تمام نمی‌شود و این دو با هم بسیار متفاوتند. در استقامتی که براساس ایمان باشد، حتی لذت آفرین بوده وایجاد خستگی نمی کند.

۳ـ چرا شخصی که دارای ثبات قدم است در زندگی موفق‌تر است؟

شخصی که دارای ثبات قدم است، ایمان دارد. امید او براساس ایمانش به او کمک می‌کند که استوار بماند. موفقیت شخص ثابت قدم از یک سو بسته به پشتکار اوست و از سوی دیگر بستگی به ایمان او دارد هرچند خود پشتکاری نیز محصول ایمان و امید است. کسی که امیدوار نباشد، پشتکار نخواهد داشت. ما اوّل باید به یک جایگاه محکم تکیه کنیم و آن‌گاه می‌توانیم استقامت کافی داشته باشیم. کسی که در جای نرم و سست بخواهد مقاومت کند به زودی فروخواهد ریخت برای همین است که خداوند می‌فرماید: عمارت خود را بر صخره بنا کنید نه بر شن‌های ساحل، چون زیربنای محکم، عمارت را نگه‌می‌دارد و آن صخره چیزی نیست جز خود خداوند. پس کسی که ثبات قدم براساس ایمان و توکّل به خدا دارد موفق‌ خواهد‌بود.

۴ـ مهّم‌ترین مسأله‌ای که باید در آن ثابت قدم بود چیست؟

مهّم‌ترین مسأله خداست. چون اوست که بر همه چیزمان واقف است و هیچ چیز از چشمانش پنهان نمی‌ماند. خداوند و تنها خداوند است که باید نسبت به او ثابت قدم باشیم چون او امید، ایمان و محبّت است و هرگز پایمال نمی‌شود، ما باید نسبت به خداوند غیرت داشته باشیم چون او خدای ما، پدر ما، همراه ما، دوست ما و همه کس ماست وقتی همه توجه مان به او باشد و در این امر ثابت قدم باشیم موفق‌ خواهیم بود ولی وقتی فقط مواقع سختی و مشکل خداوند را برای حل مشکلاتمان بخواهیم و به یاد آوریم مسلماً موفقیتمان زیاد نخواهد بود ومن فکر می کنم گاهی وقتی دچارسختی می شویم خداوند این اجازه  را داده است زیرا او می داند که انسانها درمواقع سختی بیشتر او رایاد کرده و بسویش برمیگردند. به عبارتی دوری از خداوند ما را به سختی

 می اندازد. پس بهتر است که قبل از مشکلات به او رو آوریم، و با تمامی فکر، قلب و جانمان او را دوست بداریم و محبّت نمائیم همان‌طور که او چنین می‌کند و با تمام وجود در عشق و محبّت او استوار و پابرجا باشیم.

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
جنگ

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۱ـ عامل اصلی جنگ‌ها چیست؟

به قول حافظ که می‌گوید:  جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه ـ چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند

من فکر می‌کنم عامل اصلی جنگ، دور بودن از حقیقت است. وقتی ما از حقیقت دور باشیم، اصلی‌ترین بخش وجودمان دچار خلاء و کمبود می‌شود و سرشار از نیازها و خواسته‌های متفاوت می‌شویم و چون با اندیشه و توان مادی و انسانی خود می‌خواهیم آن‌ها را برطرف کنیم، مشکل ما چند برابر شده زیرا یک خلاء روحانی و درونی را می‌خواهیم با پاسخ‌های مادی و دنیائی جواب دهیم و این غیرممکن است. همان‌گونه که خداوند می‌فرماید بیائید نزد من تا سیراب شوید چون آب حقیقی و غذای واقعی نزد اوست. در اصل همه جنگ‌ها ریشه در نیازهای انسان دارند که به روش‌های نادرست پاسخ داده شده‌اند و هرگز این نیازها برطرف نشده‌اند و غافل از این‌که این نیازها هرگز هم برآورده نخواهند شد مگر این‌که آن‌ها را نزد کسی ببریم که صاحب همه نیازهاست و آفریننده همه این‌هاست و اوست که می‌تواند آن‌ها را برطرف نماید، به‌جای این‌که بجنگیم و برسر یکدیگر بزنیم.

۲ـ جنگ چه تأثیراتی بر زندگی انسان‌ها دارد؟

جنگ ویرانگر است، در جنگ نابودی است. به قول ضرب‌المثل توی دعوا حلوا خیر نمی‌کنن، در جنگ هم محبّت، سازندگی و بنا نیست. هرجا جنگ است آن‌جا باید به‌دنبال رد پای شیطان گشت. آن‌جا محل جولان شیطان است. به قول پیری که می‌گفت شیطان خود به تنهائی قدرتی ندارد و قادر به هیچ‌کاری نیست. شیطان از طریق ما قدرت می‌گیرد، از طریق من و شما کار می‌کند. جنگ هم یکی از کارهائی است که من و شما اجازه می‌دهیم که شیطان از طریق ما انجام دهد و باعث نابودی بسیاری گردد و گاهی تأثیر آن تا نسل‌ها برجا می‌ماند. پس بیائیم به‌جای این‌که خود نیازهایمان را برطرف کنیم آن را به خداوندمان بسپاریم و دست از جنگ و خونریزی برداریم.

۳ـ چگونه می‌توانیم همیشه در صلح زندگی کنیم؟

انسان بدون آگاهی بر حضور خداوند نمی‌تواند در صلح زندگی کند، همچون فرزند خردسالی که بدون حضور یا آگاهی بر حضور والدینش نمی‌تواند در آرامش زندگی کند و دچار نگرانی و اضطراب می‌گردد. خداوند می‌فرماید خوشا به حال صلح‌دهندگان زیرا ایشان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. پس می‌بینیم که هرجا صلح، اتحاد و دوستی است، خداوند است و اوست که باعث صلح و آرامش می‌گردد ولی جائی که صلح نیست وسوسه و خواسته‌های انسانی و مادی است. البته نه این‌که خواسته‌های جسمانی و مادی نباید باشد، آن‌ها هم هدیه خداست ولی برای برآورده شدنش باید به حضور خداوند برویم و اوست که می‌تواند پاسخی کامل و کافی به نیازهای ما بدهد نه این‌که بر سر آن‌ها جنگ و جدال کنیم . دراین‌صورت است که به صلح و آرامش خواهیم رسید. همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: شما در حسرت چیزهائی هستید که ندارید، برای آن حاضرید دیگران را بکشید، حسد می‌ورزید ولی نمی‌توانید آن‌چه را که می‌خواهید به‌دست آورید، پس با یکدیگر به جنگ و نزاع می‌پردازید. شما آن‌چه را که می‌خواهید ندارید چون آن را از خداوند نخواسته‌اید.

۴ـ آیا جنگیدن یک عمل انسانی است؟

به هیچ‌عنوان، حداقل یک عمل انسان بالغ نیست، شاید کودکان بر سر چیزهای کوچک با هم نزاع کنند و هرگز انسان بالغ چنین نمی‌کند، هرچند امروزه انسان‌های به ظاهر بالغ ولی در باطن رشد نیافته بر سر امور کوچک دنیائی و گاهی با برچسب معنویت ولی در اصل مادیت در جنگند. خداوند می‌فرماید: علّت نزاع‌هائی که در میان شما وجود دارد چیست؟ آیا علّت آن‌ها خواهش‌های نفسانی نیست؟ خواهش‌هائی که در تمام اعضای بدن شما در جنگ و ستیز هستند؟ پس آن‌چه را که موجب صلح و سازش و تقویت یکدیگر می‌شود، دنبال کنیم.

ارسال در فیس بوک
» ديدگاه ۱

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

This is the home page.-شادکامی-0
Share

ديدگاههاي اخير