-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است

پست هاي مربوط به تاريخ آذر, ۱۳۹۲:

زخم زبان

اینجا بشنوید

۱ـ زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است، چرا؟

چون به فرمایش خداوند زبان همچون آتش است در میان اعضای بدن ما، زبان دنیائی از شرارت است که همه وجودمان را می‌آلاید و دوران زندگی را به جهنم سوزانی مبدّل می‌کند. به قول سعدی شیرازی:

نگاه دار زبان تا به دوزخت نبرد                   که از زبان بتر اندر جهان زبانی نیست

زخم شمشیر زخم بر جسم می‌زند و زخم زبان زخم بر جان و روان. جراحت جسم به مرهمی شفا یابد ولی زخم روح، مرهمی روحانی می‌خواهد. زخمی که به واسطه شمشیر ایجاد می‌شود، جسم را می‌کُشد ولی زخم زبان روح و روان را. خلاصه زبان، شرور و رام‌نشدنی و پر از زهر کشنده است و کسی که در سخن گفتن خطا نکند، انسان کاملی است و به قول سعدی:

صدف‌وار باید زبان در کشید    که وقتی‌که حاجت بوَد دُرّ چکانی

۲ـ آیا استفاده از دشنام به‌عنوان شوخی کار درستی است؟

هرگز. استفاده از دشنام برای شوخی بسیار خطرناک است. ما گاهی سخنانی را برای شوخی و سرگرمی استفاده می‌کنیم ولی غافل از این‌که بر قسمت‌هائی از وجود خودو دیگران تأثیر می‌گذاریم که هیچ مرهمی قادر به شفای آن نیست. چه خوب است که قبل از خروج کلمات از دهانمان آن‌ها را مزه مزه کنیم و به‌راحتی اجازه خروج ندهیم چون خداوند می‌فرماید: آن‌چه که آدمی را نجس می‌سازد چیزی است که از وجود او صادر می‌شود و بر زبان می‌آورد. به قول ضرب‌المثل معروف آب ریخته شده رانمیشه جمع کرد . پس به کلمات که قرار است از دهانمان خارج شوند همچون اجسام خطرناک بنگریم و به سادگی اجازه‌ خروج ندهیم مگر این‌که از انرژی سازنده آن‌ها مطمئن باشیم، مبادا به‌جای بنا، باعث هلاکت ما و دیگران گردند و هرگز از دشنام و بیهوده‌گوئی به‌عنوان شوخی و خودشیرینی استفاده نکنیم و به قول نظامی:

کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ       تا  زاندک تو جهان شود پُر

به قول پدربزرگم که می‌گفت دهان مرکز بررسی ومزه مزه کردن کلماتی است که از مغز خارج می‌شوند اگر این مرکز تصفیه لازم نبود خداوند کلمات را مستقیماً از مغز ما خارج می‌کرد نه از طریق دهانمان.

۳ـ چرا همگی از افراد بدزبان دوری می‌کنند؟

زیرا افراد بدزبان باعث آسیب و آشفتگی دیگران می‌شوند. افراد بدزبان بدون این‌که خود آگاه باشند بر روح و روان خود و دیگران تأثیر منفی می‌گذارند. زبان در دهان همچون آتش است و با این آتش می‌توان جان‌ها را گرم کرد و باعث بنا شد و در عین حال می‌توان عالمی را به آتش کشید و باعث هلاکت شد. بستگی به ما دارد که چگونه از آن استفاده کنیم. اشخاص بد زبان و بد کلام، از این آتش برای نابودی استفاده می‌کنند و همه از آن‌ها گریزانند زیرا نمی‌خواهند که هلاک شوند، همان‌طور که همه از آتش سوزان گریزانند ولی آتشی که آن‌ها را گرم می‌کند و مهار شده است تا صبح در کنارش می‌نشینند و لذت می برند. پس بسیار مواظب این آتش وجود خود باشیم که سر سبز را به باد ندهیم. چون همان‌طور که شنیده‌ایم، زبان سرخ، سر سبز می‌دهد بر باد.

۴ـ آیا رُک بودن می‌تواند نوعی زخم زبان باشد؟

رک بودن گاهی خوب است. زمانی‌که قرار است حقیقت را بیان کنیم باید رک باشیم و با صداقت سخن گوئیم ولی در امور دنیائی رک بودن چیزی شبیه زخم زبان است و باعث دل شکستن می‌گردد. خوشبختانه در فرهنگ ایرانی رک‌گوئی کمتر است و تعارفات بسیار. باید هشیار باشیم که در امور دنیوی کمتر از رک‌گوئی استفاده کنیم ولی در امور روحانی باید که رک بود و مستقیماً حقیقت را بیان کنیم. ما همیشه زمانی‌که می‌خواهیم سخنی بر زبان بیاوریم خوب است که توجّه داشته باشیم که می‌خواهیم خود را بزرگ کنیم یا حقیقتی را بگوئیم. اگر می‌خواهیم خود را بزرگ کنیم، بهتر است که در گفتن آن قدری تأمل کنیم و رک نباشیم ولی اگر گفتن آن سخن باعث نشان دادن عظمت خداوند و شکوه اوست حتماً به وضوح و با رکی کلام را بگوئیم. مهّم‌ترین امر در سخنوری این‌است‌که کلامی که می‌‌گوئیم باعث بزرگی ما نگردد و دیگر این‌که چاپلوسی برای دیگران هم نباشد بلکه فقط باعث بیان حقیقت و بزرگی خداوند گردد. زبان همچون سوختی است که اگر برای غیر از حقیقت و خداوند به‌کار رود، شعله‌هایش وجودمان را به آتش می‌کشد و باعث هلاکت ما می‌گردد ولی بیان حقیقت و تمجید از خداوند از منبع سوختی محافظت کرده و به وجودمان برکت و آرامش وگرما خواهد داد.

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
امید

اینجا بشنوید

۱ـ آیا زندگی بدون امید معنائی دارد؟

به هیچ عنوان. زندگی نه‌تنها بدون امید بی‌معناست بلکه به امید‌های واهی و نادرست دل بستن هم بی‌معناست. پس باید به چه چیزهائی امید داشت؟ و امید‌های واهی چیست؟ اجازه بدین در این‌جا اوّل ببینیم امید یعنی چه؟ امید انتظار دریافت چیزهائی است که نداریم. ولی باید هشیار باشیم که به همه چیزهای که نداریم نمی‌توان انتظار دریافت داشت مثلاً انسان از نظر جسمی نمی‌تواند برای همیشه زنده بماند، آیا باید به زندگی همیشگی جسمانی امیدوار باشد؟ یا این‌که بسیاری از کارها از توان او خارج است، آیا باید به آن‌ها امیدوار بود؟ بسیاری معتقدند که امید باعث تلاش و رسیدن به بسیاری از غیرممکن‌هاست. درسته ولی اگر امید ما بر ایمان صحیح استوار نباشد، امید ما واهی خواهد‌بود. مثلاً اگر امید ما بر حساب بانکی یا نیروی جسمانی و از این قبیل باشد، ممکن است که نقش بر آب بشه ولی اگر امیدمان بر خداوند که قادر متعال است استوار باشه هرگز نقش بر آب نخواهد شد. همان‌طور که خداوند می فرماید خانه‌های امید خود را بر صخره‌های محکم بنا کنید، نه بر شن‌های ساحل تا هرگز فرو نریزد. در این‌جا مثالی دیگر یادم آمد، یک بچه خردسال همه امیدش والدینش هستند او می‌داند که والدینش قادرند در هر زمینه کمکش کنند. این کودک چرا چنین فکر می‌کنه؟ چون اولاً، والدینش از هر کسی بیشتر دوستش دارند و عاشقشند و ثانیاً، در عمل برایش ثابت شده که آن‌ها تنها کسانی هستند که به نیازهایش پاسخ داده‌اند. پس چقدر بیشتر، خداوند با ما در همین ارتباط باعث امید و ایمانمان خواهد‌بود و این تنها امید واقعی است و به زندگی ما معنا می‌بخشد.

۲ـ چرا شخص ناامید دچار افسردگی می‌گردد؟

چون شخصی که دچار ناامیدی شده است تکیه‌گاه خود را از دست داده است. وقتی‌که ما به چیزی امیدواریم احساس پشتگرمی و تکیه‌گاه می‌کنیم و از دست دادن امید یعنی از دست دادن امید یعنی از دست دادن تکیه‌گاه و هیچ تکیه‌گاهی چون خداوند نیست. اصولاً انسان وقتی به جهان مادی و امور دنیائی دل می‌بندد، امیدش به نومیدی مبدّل می‌شود چون امور دنیائی موقتی هستند و به قول عطّار نیشابوری که می‌گوید:

دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست                   واثق مشو به او که به عهد استوار نیست

و به قول داود نبی که می‌گوید: اینک ای خداوند به چه چیزی امیدوار باشم؟ امید من به توست.

۳ـ بزرگ‌ترین امید در زندگی چیست؟

 بزرگ‌ترین امید نجات است، نجات از شرایطی که تحمل آن برایمان دشوار است و همه تلاش‌های انسان برای نجات از شرایط سختی است که با آن روبه‌رو است. همه جنگ‌ها، تلاش دانشمندان در علوم متفاوت، مذاهب و دین‌ها، شرکت‌های بیمه، تلاش والدین برای فرزندان و کل زحمات بشریت در طول تاریخ برای نجات است. نجات از بیماری‌ها، سختی‌ها، بلاها و حتی مرگ ولی تاکنون انسان نتوانسته است به این نجات دست یابد. ممکن است به‌طور نسبی به مقدار اندکی در زمانی محدود دست یافته باشد ولی دوباره از دست رفته و قادر به نگهداری این نجات نبوده است. پس اکنون که انسان پس از سال‌ها قادر به‌ دست‌یابی به این نجات نبوده است. بیائیم امید خود را برای نجات از انسان برداشته و به خداوند برای این مهّم چشم بدوزیم که اوست نجات‌دهنده و همان‌گونه که خود می‌فرماید، بیائید نزد من ای تمام زحمتکشان، من به شما آرامی می‌بخشم. امیدمان برای نجات به خداوند باشد که او پشت و پناه ما است.

باید هوشیار باشیم که طبق طبیعت انسانی خود به امور واهی و خرافی و بیهوده گذشتگان خود دل نبندیم و این زنجیره نادرست را بگسلیم و به قول معروف از یک سوراخ دوبار گزیده نشویم و ناکامی آن‌ها را دوباره تجربه نکنیم. یعنی این‌که به نیروهای انسانی خود زیاد دل نبندیم و امیدوار به او هرگز به نومیدی تبدیل نمی‌شود.

۴ـ چگونه می‌توان به شخص ناامید کمک کرد؟

شخص ناامید را باید اوّل از همه محبّت کنیم و اگر کمکی می‌توانیم بکنیم که باعث بنای او می‌گردد، فروگذار نکنیم. می‌توانیم برایش شنونده خوبی باشیم و زیاد ابراز نظر نکنیم. اجازه دهیم او بیشتر حرف بزند و درد دل کند. وقتی خود سبک شد و کمی آرامتر شد، از او بپرسیم چطور شد که ناامید شد؟ ریشه‌های ناامیدی را در او پیدا کنیم. مسلماً ریشه‌های ناامیدی امور دنیائی هستند و آن‌ها را بر او نمایان کنید تا ریشه‌های ناامیدی خود را ببیند. هرگز نصیحت نکنید و یا او را به امور دنیائی و واهی و خرافی امیدوار نکنید، چون خطرناک است. چون بارها باعث ناامیدی و افسردگی گشته‌اند. وقتی ریشه‌های نوامیدی را برایش باز کردید، اجازه دهید درباره آن‌ها قدری تأمل کند. مهّم نیست که چقدر طول می‌کشد، مهّم اینست که ما صبور باشیم و مهربان و با محبّت بعد اجازه دهیم که نظرش را درباره این ریشه‌های ناامیدی برایمان شرح دهد ولی بهتر است که ما هرگز ابراز نظر نکنیم، بگذارید خود شخص نومید نظاره‌گر خود گردد و درباره خود شهادت دهد.

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
قضاوت و داوری
اینجا بشنوید 

۱ـ قضاوت و داوری درباره دیگران به چه معنی است؟

قضاوت و داوری در مورد دیگران به معنی سنجیدن و مورد بررسی و در نتیجه مورد محاکمه قرار دادن افکار، گفتار و اعمال آن‌هاست. وقتی ما کسی را محاکمه کرده سپس محکوم می‌کنیم یعنی در مورد رفتار و افکار و گفتارش نظر می‌دهیم و یا بهتر بگویم بر او داوری کرده‌ایم.

۲ـ آیا دوست داریم مورد قضاوت دیگران واقع شویم؟

مسلما هیچ‌کس دوست ندارد مورد قضاوت و داوری قرار گیرد. چرا دوست نداریم مورد قضاوت قرار گیریم؟ من در این‌جا به یاد ضرب‌المثل آن‌ را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است افتادم. به‌دلیل این‌که از قضاوت و داوری در هراس و ترسیم، چونکه همه ما خطاکاریم، شاید خیلی‌ها بگویند چه خطائی کرده‌ایم؟ باید بگویم، اندیشه به خطا هم خطاست و ما همه انسان‌ها جائز‌الخطا هستیم. حتی پیامبران هم خطا کرده‌اند. مثلاً موسی مرتکب قتل شد و پس از مصر گریخت و بعداز چهل سال به پیامبری نائل شد و یا این‌که داود نبی مرتکب زنا شد و یا سلیمان که در اواخر عمرش بت‌پرست گردید. پس می‌بینیم که دلیل ترس از قضاوت و داوری ترس از محکومیت و مجازات است. با توجّه به این‌که همه انسان‌ها در معرض خطا بوده و در عین حال جائز‌الخطا هستند، بهتر است که دست از قضاوت برداشته تا مورد قضاوت هم واقع نشویم. همان‌گونه که خداوند می‌فرمایند قضاوت و داوری فقط از آنِ خداوند است و بس.

۳ـ هنگامی‌که دیگری را مورد قضاوت قرار می‌دهیم چه مسائلی پیش می‌آید؟

وقتی ما دیگران را مورد قضاوت قرار می‌دهیم چون به همه چیز آن‌ها آگاه نیستیم و از همه زندگی او باخبر نیسیتم اوّل از همه نمی‌توانیم بر او یک قضاوت عادلانه داشته باشیم و بر او ظلم خواهد شد و در ثانی چون خودمان هم مشابه او یک انسان جائز‌الخطا هستیم و خطاهائی مثل او مرتکب شده‌ایم، قبل از این‌که او را محکوم کنیم خود را محکوم کرده‌ایم و اگر به خود عادلانه نظر کنیم خود نیز مورد قضاوت و داوری قرار خواهیم گرفت، شاید از نظر مردم و انسان‌ها مورد قضاوت قرار نگیریم چون درباره ما چیزی نمی‌دانند ولی از طرف خداوند که آگاه بر همه چیز است مورد داوری قرار خواهیم گرفت و دیگر نمی‌توانیم منتظر بخشش از طرف خداوند باشیم. زیرا خود بر برادر یا خواهر خود که همانند خودمان است قضاوت کرده‌ایم. پس اگر ما ارتباط خود را با یکدیگر، همچون برادر و خواهر در نظر بگیریم و خداوند را پدرمان بنامیم. وقتی برادر یا خواهرمان خطائی مرتکب می‌شود باید او را ببخشیم و به دیده اغماض بنگریم تا خداوند که پدرمان هست نیز ما را بخشیده و خطایمان را به حسابمان نگذارد و به‌جای این‌که خطاهایمان را به‌حساب یکدیگر بگذاریم، از آن چشم‌پوشی کرده و برای بهتر رفتار کردن یکدیگر دعا کنیم و از خداوند که پدر حقیقی‌مان است بخواهیم که به ما آگاهی بیشتر دهد و ما را از تمام لغزش‌ها برهاند و از سوی دیگر قضاوت بر دیگران موجب کینه و نفرت شده و دوستی و محبّت از میان می‌رود و این باعث تفرقه و نفاق بین افراد شده و اتحاد و یک دلی در میان خانواده و جامعه از بین خواهد رفت و ما همیشه باید خود را جای دیگران قرار داده و این را بدانیم که اگر ماه هم در آن شرایط که او رشد و نموّ یافته، بودیم شاید بدتر رفتار می‌کردیم.

۴ـ چه کسی اجازه دارد درباره ما قضاوت و داوری نماید؟

من فکر می‌کنم که تنها قاضی عادل خود خداوند است. زیرا اوّل او بدون خطا و اشتباه است و این شرط یک قاضی عادل است که خودش خطاکار نباشد و هم‌چنین بر همه زندگی ما آگاه باشد و توان بخشش و چشم‌پوشی کامل را هم داشته باشد. اوست که هرگز خطا و اشتباه نمی‌کند و اوست که بر همه چیز ما آگاه است. از قبل و بعد، از درون و بیرون و بر همه ابعاد وجودمان که حتی خودمان هم هوشیار نیستیم آگاه است. او آگاهی خالص و بالاترین سطح حکمت و دانش است و هم‌چنین او قادر است هر خطائی را نادیده گرفته و ما را ببخشد و اگر بر ما داوری کند به‌گونه‌ای داوری خواهد کرد که باعث بنای ما شده نه هلاکت ما.

۵ـ اندیشه به خطا هم خطاست یعنی چه؟

یعنی این‌که وقتی ما به امری اندیشه کنیم، بذر آن را در وجود خود کاشته‌ایم وقتی بذر خطائی را در خود می‌کاریم در وجود خود آن را بارور خواهیم کرد و بعد در مورد آن بیشتر تحقیق کرده و به مرحله عمل نزدیک خواهد شد. پس چه بهتر که به کارهائی که به خطا بودنشان آگاهیم فکر نکنیم و همیشه خود را از اندیشیدن به آن‌ها دور سازیم تا به مرحله عمل نرسند. همیشه در مرحله اوّل راحت‌تر می‌توانیم از یک خطا دوری کنیم، یعنی در مرحله فکر کردن به آن راحت‌تر است که از اندیشه به آن خودداری کنیم تا زمانی‌که به مرحله عمل برسد.

همان‌گونه که خداوند نیز می‌فرماید: به شما می‌گویم هرگاه مردی، از روی شهوت به زنی نگاه کند در دل خود با او زنا کرده است. پس اگر چشم راست تو باعث گمراهی تو می‌شود آن را بیرون آور و دور انداز، زیرا بهتر است که عضوی از بدن خود را از دست بدهی تا این‌که با تمام بدن به جهنم افکنده شوی.

این‌جا داخل پرانتز بگم که این موضوع مربوط به همه انسان‌هاست چه مرد و چه زن و هم‌چنین جهنم همان آتشی است که به واسطه خطا و قضاوت در آن خواهیم سوخت.

ارسال در فیس بوک
» ديدگاه ۱

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

This is the home page.-شادکامی-0
Share

ديدگاههاي اخير