-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است

پست هاي مربوط به تاريخ آبان, ۱۳۹۲:

بیماری
اینجا بشنوید
[ti_audio media=”1888″]

[ti_audio media=”1889″]

seek

۱ـ بیماری چیست و بیمار کیست؟

بیماری عدم وجود سلامتی یا به‌عبارتی فقدان نیرو و توان را می‌گویند. وقتی ما بیماری جسمی داریم یعنی از نظر جسمانی دارای کمبود‌هائی هستیم و جسم مادیمان دچار ضعف و ناتوانی خاصی شده است . بیمار هم کسی است که این ضعف و ناتوانی جسمانی را در خود احساس می‌‌کند و آن را دارا می‌باشد.

۲ـ به‌نظر شما بیماری‌های جسمی بیشتر رایج است یا بیماری‌های روحی؟

این ضعف و ناتوانی اگر در جسم احساس شود به بیماری جسمانی دچار شده‌ایم و بیماری روحی یعنی ضعف و ناتوانی روحانی و درونی و می‌توانیم بگوییم هر دو نوع بیماری رایج هستند و هر دو بر هم تأثیر می‌گذارند.

۳ـ به‌نظر شما آیا بیماری جسمی منجر به بیماری روحی می‌گردد یا برعکس؟

ضعف و ناتوانی روحی بر جسم تأثیر گذاشته و باعث بیماری جسمانی می‌گردد و هم‌چنین بیماری جسمی هم ممکن است بر روح تأثیر گذاشته و باعث بیماری روحانی گردد ولی اگر از نظر روحی و روانی دارای سلامتی بوده و موقعیت خوبی داشته باشیم بیماری جسمانی نمی‌تواند روحمان را بیمار کند ولی بیماری روحی می‌تواند بر جسم هرچقدر هم که سالم باشد تأثیر گذارد.

۴ـ آیا یک شخص بیمار دچار بدبختی بزرگی شده است؟

اگر این بیماری روحی روانی باشد، بله. ولی اگر جسمانی باشد و شخص بیمار دارای توان روحی روانی خوبی باشد، خیر. شخصی که دچار بیماری روحی است، یعنی دچار کمبود روح مقدّس که خود خداوند است، می‌باشد و چنین شخصی به‌نظر من دچار مصیبت بزرگی شده است، چون روح ریشه است و وقتی ریشه دچار بیماری و کمبود گردد، کل وجود بیمار می‌گردد.  اگر انسان را به یک درخت تشبیه کنیم، روح ریشه است. جان و روان تنه درخت ، برگ‌ها جسم و بدن  و  رفتار و گفتار انسان میوه های درخت. پس اگر ریشه آسیب ببیند، کل اجزاء درخت آسیب خواهد دید ولی اگر دیگر اجزاء آسیب ببینند ولی ریشه سالم باشد، سلامتی خود را باز خواهد یافت.

۵ـ به‌نظر شما ایمان به خداوند و دعا چه تأثیری بر بهبودی بیمار دارد؟

قبل از این اجازه بدین کمی بیشتر در مورد بیماری صحبت کنیم. گفتیم بیماری احساس ضعف و ناتوانی در جسم یا روح و روان است. همان‌طور که می‌دانیم ما در مقابل خداوند که قادر مطلق است همیشه ضعیف و ناتوان هستیم. پس به نوعی ما همیشه بیماریم، یعنی آگاهیم بر ضعف جسمی و روانی خود در مقابل قادر متعال وقتی  این‌گونه به بیماری بنگریم مسلماً حتی موقعی که از سلامت جسمانی هم برخورداریم  بر ریشه‌های بیماری در وجودمان هشیاریم و این هشیاری باعث ارتباط عمیقی میان انسان و خداوند یا بیمار و طبیب و در نتیجه شفا می‌گردد. ما با این ارتباط به مقام دعا در قلبمان رسیده و مسلماً شفا می‌یابیم.

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
هوسرانی

اینجا بشنوید

[ti_audio media=”2964″]

[ti_audio media=”2966″]

۱ـ چرا شخص هوسران همیشه در زندگی دچار مشکلات است؟

هوس‌ها یا خواهش‌های نفسانی انسان را وادار به رفتارهائی می‌کند که با مشکلات بسیاری روبه‌رو می‌گردد. ما همگی دارای خواهش‌های نفسانی هستیم ولی نحوه برخورد با آن‌ها ممکن است متفاوت باشد. خواهش‌های نفسانی به آن دسته از خواسته‌هائی می‌گویند که انجام آن‌ها واجب نیستند، یعنی ارتباطی با نیازهای جسمی و روحی مان دارند. وقتی ما خواسته‌ای داریم می‌توانیم روی خواسته خود تأمل کنیم و ببینیم آیا رسیدن به این خواسته واجب و ضروری است یا نه. مثلاً این‌که خواهش برای خوردن یا نوشیدن داریم باید ببینم آیا این خواسته نیاز است یا خارج از نیازمان است، اگر خارج از نیازمان باشد در به انجام رساندن آن باید بیشتر تأمل کرده و اگر برای ما مضر است از انجام آن خودداری کنیم و اگر برای دیگران مضر است نیز در انجامش حتی فکر هم نکنیم. ضرر و زیان یک خواسته‌ای که برای جسم و روح ما ضروری نیست می‌تواند جسمانی یا روحانی باشد به هرحال از انجامش باید خودداری کرد. دراین‌صورت است که دچار مشکلات نخواهیم شد.

۲ـ آیا شهوت و عشق به یک مفهومند؟

به‌هیچ عنوان، شهوت و عشق دو امر کاملاً متفاوت و برضد همند. کسی که از روی شهوت ابراز علاقه می‌کند از روی خودخواهی و خودپرستی چنین است ولی کسی که عاشق است کاملاً از خودگذشتگی دارد و به‌خاطر معشوقش هر کاری انجام می‌دهد و از خود می گذرد. شهوت ریشه در خودخواهی دارد ولی عشق ریشه در از خودگذشتگی.

۳ـ شهوت‌رانی چه تأثیری‌ بر ازدواج و خانواده می‌گذارد؟

شهوترانی باعث نابودی خانواده و ازدواج می‌شود. انسان شهوت‌ران از روی خودخواهی این‌کار را می‌کند و به خواهش‌های نفسانی خود برای این‌که جامه عمل بپوشاند ممکن است دست به هر کاری بزند و باعث هلاکت خود و خانواده شود. اصولاً شهوترانی دور از حکمت است درست مثل این‌است‌که تیغی تیز را در اختیار فرزند خردسالی قرار دهیم. اموری که از حکمت بدورند به‌هرحال باعث هلاکت خواهند شد. ممکن است زمان هلاکت زود یا دیر باشد ولی در هر صورت به انجام خواهد رسید. از طرفی دیگر انسان شهوتران از هدف اصلی زندگی دور شده است. بسیاری فکر می‌کنند که هدف از آفرینش لذّت بردن است ولی من فکر می‌کنم هدف آفرینش اعلام و نشان دادن بزرگی و جلال خداوند است. ما اگر همیشه به‌خاطر داشته باشیم که برای چه هدفی به‌وجود آمده‌ایم، زندگی بسیار شیرین و راحت‌ خواهد‌بود ولی وقتی هدف خود را گم کنیم زندگی بسیار دشواری خواهیم داشت.  همان‌گونه که یک قلم برای نوشتن درست شده است و وقتی برای نوشتن به‌کار رود بسیار خوب و زیباست ولی اگر برای کاری غیر از این به‌کار رود یا از بین می‌رود و یا قادر به انجام آن امور نیست. خود ما هم به‌عنوان انسان هدف از آفرینشمان نمایان ساختن بزرگی و جلال و زیبائی همه خصوصیّات خداوند است و اگر برای کاری غیر از این به‌کار رویم یا هلاک می‌شویم و یا این‌که قادر به انجام آن کار نیستیم و باید بگویم ما برای شهوترانی آفریده نشده‌ایم همان‌گونه که قلم برای باز کردن یک پیچ ساخته نشده است.

۴ـ بهترین راه رهائی از رنج شهوت‌پرستی چیست؟

من فکر می‌کنم بهترین راه رهائی از این رنج شناخت خویشتن و قناعت است. وقتی ما به شناخت برسیم همان‌گونه که از قلم برای باز کردن یک پیچ استفاده نخواهیم کرد از وجود خود نیز در جهت ارضای امیال و شهوترانی استفاده نخواهیم کرد. چون می‌دانیم همان‌گونه که پیچ باز کردن باعث شکستن و نابودی قلم می‌شود هوسرانی باعث نابودی و هلاکت ما خواهد شد. این شناخت به ما کمک می‌کند که به قناعت رسیده و به آن‌چه که خداوند در اختیارمان قرارداده قانع باشیم و بیش از آن نخواهیم و هم‌چنین ایمان داریم که اگر بیش از این در اختیارمان قرار نداده چون او ما را بهتر از خودمان می‌شناسد و چیزهائی را در اختیار ما قرار می‌دهد که باعث رشد و بنای ما گردد.

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه

کتابخانه

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

This is the home page.-شادکامی-0
Share

ديدگاههاي اخير