-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است

پست هاي مربوط به تاريخ شهریور, ۱۳۹۲:

خجالت وشرم

اینجا بشنوید

[ti_audio media=”2935″]

[ti_audio media=”2936″]

 

۱ـ چه تفاوتی بین خجالتی بودن و باحیا بودن است؟

خجالتی بودن یک موضوع اکتسابی است و بیشتر ارتباط با جسمانیت و مادیات دارد ولی شرم و حیا یک امر روحانی و مربوط به روح و روان انسان می‌شود. البته این دو در جاهائی از وجودمان به هم بسیار نزدیک شده و تشخیص آن‌ها دشوار می‌شود. ولی اصولاً خجالت از سوئی به تربیت والدین و جامعه مربوط می‌شود و وقتی دچار اشتباه و گناهی می‌شویم احساس خجالت می‌کنیم ولی شرم و حیا بیشتر با روح و روان انسان مرتبط می‌شود و گاهی انسان‌های فروتن و از خود گذشته این احساس را دارند. بسیاری این تجربه را داریم که افرادی خجول هستند ولی دارای شرم و حیا نیستند و بالعکس کسانی هستند که شرم و حیا دارند ولی خجول نیستند.

۲ـ چه مسائلی باعث بروز خجالت می‌شوند؟

خجالت چون به جسمانیت و مادیات مرتبط می‌شود، تربیت خانواده و محیط بر آن مؤثر است و بسیاری به‌دلیل گناه و خطا احساس خجالت می‌کنند و اصولاً رهائی از این احساس امکان‌پذیر نیست تا زمانی‌که احساس بخشیده شدن کنیم. احساس بخشوده شدن احساسی است که کاملاً بر خجولی مؤثر است. مثلاً وقتی دچار خطائی می‌شویم در مقابل دیگران احساس خجالت داریم ولی این خجالت‌زدگی همواره با ما همراه است تا زمانی‌که کاملاً احساس کنیم مورد بخشش قرار گرفته‌ایم ولی گاهی اگر این بخشودگی به‌طورکامل نباشد در عمق وجود خود خجالت را خواهیم داشت. بزرگ‌ترین بخشش، بخشش خداوند است که در مقابل او احساس خجالت نکنیم و این با توبه به امکان‌پذیر است و توبه به معنای پشیمانی است. وقتی ما پشیمان از رفتارهای ناشایست خود باشیم و به درگاه خداوند ابراز ندامت کنیم بخشیده خواهیم شد و این بزرگ‌ترین بخشش است.

۳ـ چرا شخص خجالتی در زندگی ناموفق است؟

شخص خجالتی در زندگی ناموفق است زیرا توان روبه‌رو شدن با ترس‌های خود را ندارد. خجالت (هم‌چنین) به ترس‌های درونمان ارتباط دارد. حتماً برایمان اتّفاق افتاده که می‌گوئیم خجالت می‌کشم با این موضوع روبه‌رو شوم و این خجالت با ترس همراه است. ما وقتی دچار خجالت می‌شویم ممکن است بسیاری از موقعیت‌های خوب را از دست بدهیم و به جهت خجالتی که داریم نتوانیم آن موقعیت‌ها را به‌دست آوریم یا حفظ کنیم. خجالت به هرحال ارتباط با دنیای غیرحقیقی وجودمان دارد، یعنی بخشی از وجودمان که ما دچار توهّم شده‌ایم و فکر می‌کنیم که واقعی هستند ولی واقعیت ندارند. مثلاً ما فکر می‌کنیم به اندازه کافی شایستگی نداریم، خوش برخورد و خوش اندام نیستیم و به‌عبارتی خجالتمان به نوعی ارتباط با اعتماد به نفسمان نیز برقرار می‌کند و عدم اعتماد به نفس باعث خجالت بیشتر شده و به این شکل خود را نشان می‌دهد. پس ما اگر بتوانیم اعتماد به نفس خود را به‌دست آوریم و به توانائی‌هایمان پی ببریم، کمتر احساس خجالت خواهیم کرد و در نتیجه بهتر می‌توانیم به توانائی‌هایمان پی برده و کمتر احساس خجالت خواهیم کرد و در نتیجه بهتر می‌توانیم توانائی‌هایمان را در زندگی به‌کار بگیریم و موفق باشیم. هم‌چنین خجالت می‌تواند با شناخت خویشتن هم ارتباط داشته باشد. ما وقتی خود را به‌درستی نشناسیم و یا باورهای غلط داشته باشیم باعث عدم اعتماد به نفس و در نتیجه خجالتمان می‌شود.

۴ـ چرا همگان فرد باحیا را بر انسان گستاخ ترجیح می‌دهند؟

چون فرد گستاخ فردی مهاجم است ولی فرد با حیا دارای آرامش بوده و حالت تهاجمی به خود نمی‌گیرد کسی که با گستاخی با دیگران رفتار می‌کند دارای غرور بوده و خود را برتر از دیگران می‌داند درصورتی‌که اشخاص باحیا با فروتنی رفتار کرده و برخوردی شایسته‌تر با افراد دارند. اصولاً افراد گستاخ در جامعه با مشکلات خاصی روبه‌رو هستند که از جمله طردشدگی است هرچند مردم در ظاهر با آن‌ها محترم هستند ولی در واقع چنین نیست. درصورتی‌که افراد باحیا مورد احترام و توجّه همگان بوده و در جامعه از جایگاه خاصی برخوردارند.

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
مرگ عزیزان و داغداری

 

300550_285699511440981_176370889040511_1278341_1973887105_n

ارسال در فیس بوک

Users who have LIKED this post:

  • avatar
» بدون ديدگاه
آرزو

اینجا بشنوید

[ti_audio media=”2901″]

[ti_audio media=”2902″]


۱ـ آیا آرزو با توقع ارتباط دارد؟

آرزوها خواسته‌های قلبی ما هستند که به آن‌ها دست نیافته‌ایم و خواهان عملی شدنشان هستیم ولی توقع خواسته‌های ما از دیگران یا چیزی می‌باشد. هر دو خواهش و خواسته‌اند ولی متفاوت. خواسته وقتی شکل آرزو دارد آن را بیشتر از خداوند می‌خواهیم و به‌نظر دست‌نیافتنی‌تر است و وقتی شکل توقع به خود می‌گیرد بیشتر زمینی است و احساس می‌کنیم دست‌یافتنی است. در توقع اصولاً دیگران را موظف به پاسخ‌گوئی به خواسته خویش می‌دانیم ولی در آرزو بیشتر آن را دست‌نیافتنی و خارج از توان بشر و دنیا دانسته و فقط در توان خداوند قادر می‌دانیم و برای همین آن را آرزو می‌نامیم‌. آرزو ما را به دعا و نیایش هدایت می‌کند درصورتی‌که توقع باعث هدایتمان به تاریکی و حتی رفتارهای ناشایست می‌گردد. البته هستند بسیاری که آرزوهای ناپسند دارند و سال‌ها در حسرت آن می‌سوزند ولی به‌هرحال آرزوها چه ناپسند و چه پسندیده به نظرمان دست‌نیافتنی یا دشوار می‌آیند و اگر خود بخواهیم به آن‌ها دست یابیم، بسیار دشوار خواهد‌بود و بهتر است آن را از خداوند بخواهیم تا به ما اعطا نماید. چون خداوند می‌فرمایند: بخواهید به شما داده خواهد شد. بجوئید پیدا خواهید کرد. بکوبید در به روی شما باز خواهد شد. و از او بخواهیم تا آن‌چه که به خیریت ماست به ما عطا کند و اگر آرزوهایمان ناپسند و باعث هلاکت ما می‌شوند آن‌ها را تغییر دهد و آنگونه‌ای که باعث بنا و رشد ما می‌گردد به ما عطا فرماید.

 2ـ نتیجه آرزو کردن مثبت است یا منفی؟

آرزوهای ما می‌توانند مثبت یا منفی باشند، مثبت مثل آرزوی کمک به دیگران یا کشف و اختراع یک وسیله که باعث کمک به انسان‌ها باشد مثل آرزوی پرواز که منجر به ساخت هواپیما شد و آرزوی نور و روشنائی که منجر به کشف نیروی برق و الکتریسیته گردید و اگر منفی باشد باعث هلاکت و نابودی بشریت و هستی می‌شود مانند قدرت‌طلبی و اختراع بمب و سلاح‌های شیمیائی و بسیاری از اختراعات که امروزه باعث جنگ و بدبختی و شر شده‌اند. پس همیشه باید هشیار باشیم و آرزوهای خودرا به‌دست قادر متعال بسپاریم تا او آن‌ها را بررسی کند و آن‌چه که باعث بنای ما می‌گردد برایمان به انجام رساند و آن‌چه که باعث هلاکت ما می‌گردد آن را تغییر دهد همیشه بزرگ‌ترین آرزوهایمان اراده خداوند باشد و بس! و اگر گاهی اراده‌های خداوند را برای خویش دشوار و سخت دیدیم دعا کنیم و از او بخواهیم که اگر باعث بنایمان است فقط آن را بر ما آسان کند و به ما توان تحمل آن را بدهد تا بتوانیم در این سختی رشد یابیم. نه این‌که از زیربار آن فرار کنیم و فرصت رشد و بلوغ را از خود دور سازیم.

۳ـ «آرزو بر جوانان عیب نیست» به چه معناست؟

منظور از این ضرب‌المثل این‌است‌که جوانان چون در ابتدای زندگی هستند و راه طولانی در پیش دارند بر آن‌ها آرزو کردن عیب نیست و می‌توانند برای برآوردن آرزوهای خود تلاش کنند. وظیفه ما این‌است‌که همیشه به جوانان خود آموزش داده و به آن‌ها بینشی مناسب بدهیم که چگونه در آرزوهایشان موفق شوند نه این‌که ناکام گردند و به‌سوی نادرستی بروند. به‌عبارتی آرزو بر جوانان عیب نیست، امّا آرزوی نادرست بر جوانان عیب است. چون باعث هلاکت آن‌ها می‌شود. آرزو وقتی از اراده خداوند به دور باشد و براساس آن‌چه که خداوند برایمان آرزو می‌کند نباشد، باعث هلاکت ما می‌شود ما وقتی یک وسیله یا ابزاری را می‌سازیم از آن وسیله یا شیء یک انتظار و آرزوئی داریم که برایمان انجام دهد. مثلاً وقتی یک پرگار داریم از آن انتظار دایره را داریم ولی از آن توقع و خواهش خوراکی شدن یا باز کردن پیچ یا هر چیزی غیر از این را نداریم. حالا فرض کنیم که خود پرگار آرزوی خوراکی شدن یا باز کردن و چیزی غیر از آن‌چه سازنده‌اش برایش در نظر گرفته پیدا کند و در جهت آن شروع به مبارزه و تلاش کند. خوب چه اتفاقی می‌افتد؟ او برخلاف ماهیّت و آفرینش خود حرکت خواهد کرد و هلاک خواهد شد. پس باید آرزو و خواسته ما منطبق بر آرزو و خواسته آفریننده ‌ما باشد تا باعث رشد و بنای ما گردد و به سمت و سوی هدفی که او ما را برایش آفریده که آن هم هدفی کوچک نیست و هدف بسیار متعالی است، هدایت نماید. پس باید به فرزندانمان و جوانان خویش بیاموزیم که آن‌چه را خداوند بر ما اراده می‌کند، بهترین آرزو است و این باید تنها آرزویمان باشد.

۴ـ بهترین آرزو و خواسته ما چه می‌تواند باشد؟

بهترین آرزو و خواسته‌مان، خواسته‌های خداوند برای ماست. خداوند به‌دلیل عشق و محبّتی که به ما دارد، همیشه بهترین‌ها را برایمان می‌خواهد او همچون پدری است که همیشه نیکی‌ها و زیبائی‌ها را برای فرزندش می‌خواهد. حتی شاید پدر فرزند خویش را در شرایط سختی قرار دهد که این به‌دلیل عشق و محبّت پدر به فرزندش است. هم‌چنان‌که خداوند می‌فرمایند: اگر فرزندتان از شما ماهی طلب کند در دستش ماری قرار می‌دهید؟! یا این‌که اگر نان طلب کند، سنگ؟! همان‌طور که شما بهترین‌ها را در اختیار فرزندان خود می‌گذارید، خداوند که پدری مهربان و حکیم است چگونه ممکن است چیزی ناپسند در اختیار فرزندانش قرار دهد؟! پس باید مطمئن باشیم و ایمان داشته باشیم که او خداوند قادر و حکیم است و بهترین‌ها را بیشتر از آن‌که خود بدانیم در اختیارمان می‌گذارد و ما را از خودمان بیشتر می‌شناسند و بیشتر دوست می‌دارد. در اصل دوستی خودمان نسبت به خویش بیشتر همچون دوستی خاله خرسه است ولی دوستی خداوند دوستی حقیقی است. پس آرزوهایمان را بر آرزوهای او منطبق کنیم و آن‌چه را که او برایمان می‌خواهد بخواهیم و آن‌چه را که او بر ما ناپسند می‌شمارد نخواهیم و همیشه دعایمان این‌گونه باشد که ای خدائی که در آسمانی نام تو مقدّس، اراده تو همچنان که در آسمان است بر زمین نیز بر ما باشد، نان و روزی کافی روزانه ما را به ما عطا کن، گناهان ما را ببخش همان‌گونه که ما خطاکاران خود را می‌بخشیم و ما را در آزمایش میاور بلکه از شیطان و شرور رهائی ده. زیرا قدرت و جلال تا ابد الآباد از آن توست.آمین

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

This is the home page.-شادکامی-0
Share

ديدگاههاي اخير