-شادکامی-

تنها راه شادکامی از طریق خداوند است

پست هاي مربوط به تاريخ تیر, ۱۳۹۲:

خوشبختی و سعادت

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجابشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

aseman

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
خوشبختی و سعادت

اینجابشنوید

در تمامی اعصار همه تلاش و حرکت و اندیشه انسان‌ها در جهت یافتن سعادت و خوشبختی بوده است. حال اگر از هر یک بپرسیم سعادتمندی چیست و چگونه به‌دست می‌آید به تعداد هر پرسش یک پاسخ خواهیم داشت. هر انسانی سعادت و خوشبختی را به‌گونه‌ای می‌بیند و توصیف می‌کند.

حافظ شیرازی چندین کلید و راز خوشبختی را بیان می‌دارد: در جائی او معتقد است که سختی‌هائی که انسان‌ها متحمل می‌شوند نتیجه‌ای به‌جز سعادت نخواهد داشت:

ملالتی که کشیدی سعادتی دهدت       که مشتری نسق کار خود از آن گیرد

در جائی دیگر شنیدن پند پیران و سود بردن از تجربیات دانایان را عامل سعادتمندی می‌داند:

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌‌تر دارند         جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

هم‌چنین دو کلید جهت باز نمودن گنج سعادت پیشنهاد می‌دهد یکی پذیرش و پیروی از صاحبدلان و روشن‌ضمیران:

کلید گنج سعادت قبول اهل دل است             مباد آن‌که در این نکته شک و ریب کند

سعدی نیز با او هم عقیده بوده و می‌گوید:

بی‌نیک مردان بیاید شتافت       که هرکاین سعادت طلب کرد، یافت

کلید دیگر حافظ دعا و پرستش مداوم و همیشگی است در درگاه خداوند متعال:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ      از یمن دعای شب و وِرد سحری بود

همان‌گونه که کلام خداوند می‌گوید: خداوند سبب شادی ماست و ما به نام مقدّس او توکّل داریم.

مولانا، راز سعادتمندی را سفر در مسیر عشق خداوندی می‌داند و در عین حال معتقد است که برای آمادگی در راه این سفر عشق دردها باید کشید امّا نتیجه آن به‌جز سعادت و خوشی نخواهد بود:

از حد چو بشد دردم، در عشق سفر کردم           یارب چه سعادت‌ها که زین سفرم آمد

یک زن در وقت زایمان درد می‌کشد و از درد ناراحت است امّا به محل این‌که طفل به دنیا می‌آید درد و ناراحتی خود را فراموش می‌کند، به‌خاطر این‌که یک انسان به جهان آمده است.

سعدی شیرازی، تنها خوشنودی و رضایت خداوند را عامل سعادت می‌داند و می‌گوید:

این همه سختی و نامرادی سعدی     چون تو پسندی سعادت است و سلامت

چنان‌که در کلام خداوند می‌خوانیم: در وقت خوشبختی خوش باشید و هنگام سختی به یاد آورید که خوبی و بدی از جانب خداست و شما نمی‌دانید که بعد از آن‌چه اتفاقی رخ خواهد داد. هم‌چنین سعدی، یادآور می‌شود که خداوند سعادت را به ما می‌بخشد و تلاش و عمل ما نیست که سعادت آفرین است:

سعادت به بخشایش داورست          نه در جنگ و بازوی زورآور است

 

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
خوشبختی و سعادت

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجابشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

[ti_audio media=”4109″]

[ti_audio media=”4110″]

402943_293968547321069_107814965936429_832874_2025841336_n

۱-خوشبختی و بدبختی به چه معنا هستند؟

خوشبختی یک احساس است که در پی آن شادی و شعف بوجود می آید، در واقع انسان خوشبخت کسی است که احساس موفقیت و پیروزی می کند وحتی اگر سالمند هم باشد احساس جوانی

و نیرو میکند. به قول حافظ که میگوید: پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد…. نبود این نیزو و احساس باعث بدبختی ، غم ، شکست و حس سستی می گردد. در واقع خوشبختی همچون چراغی است که باعث روشنی می گردد و 

همین که خاموش شود تاریکی و بد بختی بر زندگی حاکم می گردد، پس ما باید چراغ سعادت را همیشه روشن نگه داریم تا احساس بدبختی نکنیم و چراغ سعادت خود خداوند هست. هرگز فکر نکنید که چراغ سعادت دیگری

هم هست، این تنها چراغی هست که هرگز خاموش نمی شود، هرگز نیاز به سوخت خاصی ار جانب ما ندارد، او همیشه در زندگی ما حاضرخواهد بود و هرگز تاریکی را با او احساس نخواهیم کرد.

وقتی خداوند را در زندگی خودد بیشتر و بیشتر حس کنیم و با او راه رویم احساس شادی و شعف، جوانی، انرژی و سعادت خواهیم کرد.

او همای سعادت است، او را سلطان وجود خود قرار دهیدو از هیچ چیزی نترسید، او را فرمانده خود بدانید و

هرگز از شکست نهراسید ، چون هرگز شکست نخوا هید خورد و کامیاب میشوید.

آرزوی من همیشه کامیابی همه شماست و همه ما آن را داریم چون خداوند صاحب و پدر آسمانی ما آست.

۲-آیا خوشبختی و سعادت فقط از طریق مادیات حاصل می شود؟

هرگز، چه بسیار کسانی که از نظر مادی در شرایط خوبی هستند و احساس خوشبختی نمی کنند و بر عکس کسانی هستند که وضع مادی و اقتصادی مناسبی ندارند ولی احساس خوشبختی می کنند.

خوشبختی وسعادت یک موضوع کاملا روحانی و معنوی بوده و رسیدن به یک رضایت قلبی و درونیست. ما وقتی بر احساسات مادی خود غلبه می کنیم ، احساس خوشبختی می نمائیم.

مثلا موقعی که بر تنبلی خویش غلبه میکنیم و به زندگی انضباط بیشتری میدهیم و یا کارهایی را که مدتهاست به تعویق انداخته ایم ، انجام می دهیم، احساس خشنودی می کنیم.

در واقع احساس خوشبختی وابسته به ارتباط انسان و هوشیای او نسبت به روحانیت و درون اوست. هر چه هر چه به حضور خداوند در زندگیمان هوشیار تر باشیم،

دعا کنیم و محبت و عشق بورزیم و سعی کنیم انضباط داشته باشیم، به خشنودی ورضایت و احساس سعادت خود کمک کرده ایم. ولی هر چه از این

امور فاصله بگیریم و غرق مادیات شویم گویی که چراغ سعادت که خود خداوند هست در زندگیمان کم نور گشته و احساس عدم

خوشبختی یا بدبختی خواهیم کرد. پس مدام هوشیار باشیم و حضور خداوند را در زندگی خود ببینیم و تمرین

ایمان، محبت و انضباط را مدام انجام دهیم و از بلای تنبلی و غرور دوری جوئیم؛ چون

چون تنبلی و غرور(خود خواهی) آفت جان انسان است و ما را به هلا کت می کشاند. 

۳-خوشبینی  ظاهری و باطنی چیستند؟

خوشبختی ظاهری یعنی نمایش و عوام فریبی ، ولی خوشبینی باطنی وا قعی است و شاید دیگران احساس نکنند ولی خود فرد آن را می بیند. شاید در ظاهر حتی لبخند هم نزند ولی

در عمق وجود خویش احساسش میکند. در مقابل بسیاری هستند که لبخند و شادی ظاهریشان قطع نمی شود درحالیکه در عمق وجود خود غمگین هستند.

خوشبختی در واقع یک رضایت قلبی و درونی است که ربطی به بیرون و ظاهر انسان ندارد. طرز لباس و ظاهر و زندگی فرد میتواند در موقعیتی باشد که انسانهای دیگر بدان

غبطه بخورند ولی خود شخص احساس نارضایتی و بدبختی کند و بر عکس ممکن است ظاهر دیگری باعث دلسوزی دیگران باشد ولی خود فرد احساس

رضایت و خوشبختی کند. شما کدام را ترجیح میدهید؟ من که ترجیح می دهم که از درون احساس رضایت و خوشبختی کنم تا خوشبختی ظاهری

خویش رابه رخ دیگران بکشم و فخر فروشی کنم ، که این فخر فروشی نه تنها خوشبختی نیست بلکه بدبختی بزرگی است.

۴-ایمان به خداوند چه تاثیری در خوشبختی ما دارد؟

اول از همه انسان با ایمان احساس امنیت میکند و تو گوئی که خود را بیمه ای نا محدود کرده است، و این همه چیز را در زندگیمان شامل میگردد؛ در نتیجه ترس به حداقل خود میرسد . انسان در چنین وضعیتی احساس رهائی و آزادی خواهد کرد.

به راحتی و بدون ترس عمل می کند، سخن می گوید و وقتی احساس آزادی و رهائی کنیم ، چه سعادت و خوشبختیی بالا تر از این. حتما کسانی را که به آنچه می گویند ایمان ندارند ، دیده اید ؛ صدایشان می لرزد ، کلماتشان بریده بریده

میشود و توان سخن گفتن ندارند. ولی کسانی که به گفته هایشان ایمان و اعتماد دارند ، با انرژی و قدرت تمام سخن می گویند؛ حتی گاهی نیاز به بلندگو نیز ندارند، سخنانشان انگار در همه اعضای بدنشان آشکار است.

زیرا آنها با تمامی وجود و از روی ایمان سخن می گویند. از طرف دیگر در انسان با ایمان ترس به حداقل خود می رسد، چون ترس زائیده تردید و شک است ، ترس متعلق به نا شناخته هاست. وقتی

ایمان داریم نمی ترسیم چون در ناشناخته ها نیستیم. وکسی که ایمان دارد یک بیمه تمام عیار شده است. واقعا چه بیمه ای کامل تر از ایمان؟ با تمام این خصوصیات ایمان آیا می توان

احساس بدبختی کرد؟ من فکر نکنم کسی کهدر چنین شرایط ایمانی باشد احساس بدبختی کند؛ او در خوشبختی کامل بسر می برد.

 

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
قدرت عشق

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

[ti_audio media=”3780″]

[ti_audio media=”3960″]

gol3

 قدرت عشق

۱ـ عشق و محبّت چرا قدرت ایجاد می‌کند؟

عشق و محبّت در واقع سرچشمه است، مولّد است، تولید‌کننده همه چیز است. اساس آفرینش است ،قدرت خداست. به قولی خدا محبت است، او خود محبت وعشق است ،برای همین قدرت آفرین است. از طرف دیگر کسی که محبت دارد مغرور نیست  غرور ناتوانی است ، شکست و نابودی است. عشق و محبت چون مغرور نیست ، قدرت آفرین است. ببینید چرا شیطان فروافتاد؟ چون مغرور شد، چون احساس کرد که قادر است ، احساس قدرت باعث غرور می گردد. فقط خداوند است که می تواند درعین قدرت فروتن باشد، ولی برای انسان اگر مدام از خداوند فروتنی را نخواهیم  فرو می افتیم.

فروتنی همچون وسیله ای بالابر عمل می کند و چون به بالا می رویم گرفتار غرور می شویم و فرومی افتیم.پس چه باید کرد؟ عشق راه حل است. وقتی عاشق باشیم می توانیم با فروتنی به بالا برویم و مغرور نشویم ؛ولی برای عشق و محبّت باید خود را انکار کنیم، همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: هرکه جان خود را بخواهد نجات دهد آن را از دست خواهد داد و هرکه جان خود را درراه من ازدست دهد،آنرا تا حیات جاویدان حفظ خواهد کرد.

۲ـ آیا قدرت عشق بیشتر است یا قدرت نفرت؟

قدرت عشق به بالا و نفرت به سمت پائین است. یکی باعث می‌شود اوج بگیریم و دیگری باعث سقوط می‌گردد. قدرت عشق به‌همراه فروتنی بوده و انسان را به قدرت عظیمی هدایت می‌کند و به نزد خداوند می‌برد ولی نفرت باعث غرور و نخوت شده و انسان را به ضعف و ناتوانی می‌کشاند، باعث بیماری جسمانی و روحانی می‌گردد. انسان متنفر بدون اینکه خود متوجّه باشد، باعث هلاکت خود و دیگران می‌شود. انسان  متنفردر واقع بازیچه دست شیطان شده است. چون شیطان از طریق او نیروی خود را اعمال می‌کند و از انسان  متنفر استفاده کرده تا نفرت خود را جاری سازد، پس هشیار باشیم که وسیله دست شیطان نگردیم و عاشق باشیم، نه عاشق به مفهوم مادی که از نظر روحانی؛ یعنی این‌که تفاوت بین عشق و خودشیفتگی را بدانیم. خودشیفتگی و خودخواهی با عشق متفاوتند، این روزها هرکه هوسران و خودپرست و خودشیفته است، لقب عاشق را می‌گیرد. نه، عشق یعنی انکار خود و از خود گذشتن و خواسته‌های خویش را زیر پا نهادن و در جهت بنای دیگران کار کردن و فدا شدن. نه این‌که همه چیز را فدای احساسات خود یا دیگران کردن بلکه خود را فدای بنا و رشد روحانی دیگران و خویش کردن.

۳ـ چرا جاذبه محبّت و عشق بیشتر از کینه و نفرت است؟

برای اینکه حیات و زندگی هست. محبت و عشق به ما زندگی و حیات می دهد. ببینید، خداوند چون خود محبت و عشق است حیات جاویدان هست. ما اگر محبت و عشق داشته باشیم و از کینه و نفرت دور بشویم واقعا زیبا و جذاب و دوستداشتنی هستیم درواقع محبت وعشق نهایت زیبایی و جذابیت است و باعث زیبایی ما خواهد بود و ربطی به سن وسال ما ندارد.

کسانی که بامحبتند درهر سنی جذابند ودوست داشتنی ، وآنهایی که محبت ندارند درهر سنی که باشند وباهر ظاهر دلفریبی دوست داشتنی نسیتند.

پس به جای انواع کرمها ، موادآرایشی و جراحیهای پلاستیک روی خود، بیاییم از عصاره محبت و عشق استفاده کنیم و معنی جذابیت را بفهمیم . کلام خود ونگاه و رفتار خودرا پر از مهر و عطوفت کنیم .

محبت پراز نور ، ایمان و انرژی است و هرگز دروغ نمی گوید ، تهمت نمی زند وهیچ رفتار ناپسندو زشتی از او سر نمی زند.

۴ـ چرا ایمان به خداوند محبّت و عشق را افزایش می‌دهد؟

ایمان به خداوند همچون رشته‌ای ما را به منبع محبّت و عشق اتّصال می‌دهد مانند لامپی که به منبع مولّد برق وصل می‌گردد و روشن می‌شود. خداوند فقط عشق و محبّت است. شاید بعضی‌ها بگویند، خوب اگر خداوند نهایت عشق و محبّت است، پس چرا این همه مشکلات و سختی‌هاست. این مثل این‌است‌که وقتی در سنین کودکی بودیم به والدین خود می‌گفتیم چرا باید به مدرسه برویم و این‌قدر مورد تنبیه و سختی قرار گیریم و تکالیف انجام دهیم. ولی امروز که در آسایش و موقعیت خوب اجتماعی قرار گرفته‌ایم مفهوم محبّت والدین خود را می‌فهمیم. در واقع محبّت خداوند، عزیزم و قربان وصدقه  نیست، بلکه واقعی و عملی هست، طوری که در زندگی شاهد آن هستیم و باعث تغییر و تحولمان می‌گردد. ایمان به خداوند باعث افزایش محبّت می‌شود چون او به ما فرمان به محبّت کردن می‌دهد، او حکم می‌کند که یکدیگر را دوست بداریم ولی باید بدانیم که محبّت باید باعث بنا و رشد روحانی ما گردد نه این‌که باعث هلاکت ما که چنین محبّتی دوستی خاله خرسه هست.

ارسال در فیس بوک
» ديدگاه ۵
مضرات مصرف الکل

alcol

زن ها در مقابل الکل ‘آسیب پذیرترند’

الکل مقاومت کبد را در مقابل سموم کم می‌کند

تاثیر استفاده از الکل بر روی کبد را می‌توان به سه قسمت تقسیم کرد. اول ایجاد کبد چرب ساده است که به آن کبد چرب الکلی نیز می‌گویند که ظاهرا برگشت پذیر است و مشکلی برای افراد ایجاد نمی‌کند و درصورت ترک الکل نیز از بین می‌رود.

مرحله پیشرفته‌تر استفاده از الکل مرحله ایجاد هپاتیت کبدی است که علاوه بر آن التهاب کبدی نیز به وجود می‌آید. معمولاً هپاتیت الکلی با قطع الکل بهتر می‌شود اما همیشه این طور نبوده و ممکن است برگشت ناپذیر باشد.

استفاده از الکل در افرادی که دچار هپاتیت C هستند مقاومت به درمان ایجاد کرده و خطر ابتلا به سرطان کبد را در آنها تشدید می‌کند.

مرحله بعد ایجاد سیروز یا نارسایی کبدی است که غیر قابل برگشت است و دراین مرحله نمی‌توان کار زیادی برای بیمار انجام داد. سیروز کبدی به هر علتی که ایجاد شده باشد خطر ابتلا به سرطان کبد را در افراد افزایش می‌دهد.

افسردگی ممکن است در اثر مصرف طولانی‌مدت و خطرناک الکل ایجاد شود

اختلال حافظه

اضطراب

خودکشی

اختلال شخصیت

اختلال عملکرد جنسی:

توهم

مصرف الکل ویتامین‌های بدن را نابود می‌کند

معجون سیگار و الکل باعث سکته مغزی می‌شود

مصرف الکل بدون غذا فشار خون را بالا میبرد

افزایش مسمومیت ناشی از مصرف الکل طبی در ایران! چرا؟

مصرف مشروبات الکلی فاقد استاندارد، باعث بروز مسمومیت های شدید و مرگ می شود با آنکه مصرف مشروبات الکلی در ایران حرام است و مصرف کنندگان آن به تازیانه محکوم می شوند اما بنابر گزارش ها مصرف خوراکی الکل طبی در ایران رو به افزایش بوده است.به نوشته هفته نامه “سلامت” مصرف خوراکی الکل سفید – که در ایران به الکل طبی مشهور است – افزایش یافته و به یکی از پرفروش ترین داروها تبدیل شده است. دارویی که نوشیده می شود و به خاطر شمار وافر متقاضیان آن بدون نسخه پزشک و با چند برابر قیمت به فروش می رسد

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
وجدان

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

[ti_audio media=”3755″]

[ti_audio media=”3756″]

con5

 وجدان

۱ـ انسان با وجدان کیست؟

همه انسانها دارای وجدان هستند ولی وجدان می تواند بیداریاخواب باشد.کسانی که وجدان بیداردارند اصطلاحا به انسانهای باوجدان معروفند. وجدان درواقع بخش روحانی وجود انسان است که غیرقابل لمس بوده ولی می توان آن رااحساس کرد.

وقتی انسان برروی بیداری وجدان خود کارکند نه تنها وجدان بیدار می شود که حتی رشد کرده وهرروز افزایش می یابد.یکی از عواملی که دربیداری وجدان به ما کمک می کند وحتی باعث رشد وافزایش آن نیز می گردد ، دعاست.دعا برای دیگران وکسانی که درسختی ومشکلات هستند باعث می شود که وجدان درما بیدار شود وهرچه به این عمل بیشتر ادامه دهیم به بیداری وجدان بیشتری می رسیم.

می توان گفت وجدان بیدار به محبت انسان ارتباط دارد. انسانی که محبت دارد می تواند برای دیگران دعا کند وکسی که دعا می کند محبتش بیشتر می شود ودرنتیجه وجدان دراوبیدار وبیدارتر می گردد،وبرعکس کسی که کینه دارد و محبت نمی کند هرروز وجدان دراو ناپدید گشته و به قولی بی وجدان می گردد.

به عنوان تمرین می توانیم هرروزه زمانی را برای دعا برای دیگران قرار دهیم ؛ این واقعا به رشد روحانی وبیداری بیشتر وجدانمان کمک خواهد کرد ومحبت و عشق در وجودمان افزایش می یابد.

۲ـ با وجدان زندگی کردن چه تاثیری در روابط انسان‌ها دارد؟

با وجدان زیستن تأثیر‌ات روحانی و انسانی بسیاری بر انسان می‌گذارد که می‌توان یکی به محبّت اشاره کرد؛ وقتی کسی دارای وجدانی بیدار می‌شود، با محبّت خواهد‌بود و به دیگران محبّت می‌کند و از کینه و نفرت دور می‌شود، دیگر این‌که به عدالت می‌رسد و فردی عادل می‌گردد و از تجاوز به حقوق دیگران خودداری خواهدکرد.یک انسان باوجدان نمی تواند براحتی به حقوق دیگران تجاوز کند و برای دیگران احترام و ارزش قائل است و کسی که دارای این خصوصیّات گردد نتیجه‌اش این‌است‌که با دیگران در اتحاد و دوستی قرار خواهد داشت و از نظر اجتماعی و محیطی در روابط گرم و دوستی قرار می‌گیرد و در نتیجه باعث رشد و شکوفائی روحانی و استعداد‌های او گشته و انسانی پویا می‌گردد. پس می‌بینیم که داشتن وجدانی بیدار می‌تواند ریشه بسیاری از تحوّلات در زندگی ما باشد. در این‌جا بیائید با هم دعا کنیم و از خداوند قادر بخواهیم که وجدان ما را از حالت خواب و منفعل به حالت بیدار درآورد و کمک کند که پیرامون خود را بهتر ببینیم و اگر وجدانمان با ما سخن گفت آن را سرکوب نکنیم و به ندای درون خود که ندای روح مقدّس خداوند است، گوش دهیم.

۳ـ ایمان به خداوند و وجدان چه ارتباطی با هم دارند؟

ایمان به خداوند با وجدان ارتباط مستقیم داشته و هریک باعث رشددیگری  می‌گردد. کسی که ایمان به خداوند دارد وجدانش نمی‌تواند غیرفعال بماند و هر روز فعال تروبیدارتر می‌گردد و از آن طرف که کسانی که از وجدانی بیدار برخوردارند به رشد ایمانشان کمک می‌شود و هرروزایمانشان قویتر می‌گرددوهریک غذایی برای دیگری هستند و باعث رشد شکوفایی فرد  میگردند.

انسان باوجدان به جهت احساس دلسوزی وترحمی که پیدامی کند بامحبت تر می گردد وهرچه تمرین محبت کنیم درارتباط بادیگران وخداوند به به امنیت و ایمان بیشتری می رسیم.چون ایمان اطمینانی است که به کسی داریم وهرچه اطمینان خالص تر ایمان پاک تر و درست تر می شود.

ماوقتی محبت می کنیم ودلسوز دیگران هستیم آنهابه ما اعتماد می کنند، مانیز متقابلا. البته نمی‌خواهیم این اعتماد با اعتمادی که به خداوند می‌خواهیم داشته باشیم مقایسه کنیم، ولی فرایند وجدان و محبّت و دلسوزی باعث این اعتماد و ایمان می‌گردد.

۴ـ بدون وجدان، جهان به چه شکلی در خواهدآمد؟

در واقع بدون وجدان، جهان تبدیل به جهنم سوزانی می‌شود که قابل زیستن نخواهد بود. من فکر می‌کنم دلیل این‌که امروز انسان به سختی افتاده و با مشکلات مختلف روبه‌رو شده است یکی از نتایج بی‌وجدانی باشد، بی‌وجدانی باعث نابودی، جنگ، بیماری و انواع سختی‌ها می‌گردد. یکی از دلایل این‌که بی‌وجدانی باعث این مسائل می‌شود این‌است‌که تولید خودخواهی می‌کند. انسان بی‌وجدان به مرور زمان دچار خودخواهی بیشتر شده و این روح و روان انسان را مسموم می‌کند. امروز، روح و روان انسان مسموم شده است و این مسمومیت روحانی باید درمان گردد والا باید منتظر بسیاری از مشکلات و بیماری‌های غیرقابل پیش‌بینی باشیم. پس بیائیم با هم برای این دعا کنیم و خود را از مسمومیت روحانی دور سازیم، به همدیگر محبّت کنیم و وجدان خود را با دلسوزی و رحمت و برکت خداوند افزایش دهیم، والّا دست به یک انتحار دست جمعی زده‌ایم و قبل از این‌که کار از کار بگذرد، خود را نجات دهیم و هوشیار باشیم که تنها راه نجات خداوند زنده است، پس به او توکّل کرده و دعا کنیم.

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
بهشت و جهنم

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

[ti_audio media=”3721″]

[ti_audio media=”3722″]

images (64)

سؤالات بهشت و جهنم

۱ـ چه کسانی به بهشت و یا به جهنم می‌روند؟

این سوال من را یاد کسی انداخت که در باره بهشت چنین می گفت: بهشت یعنی بهترین هشتن یابهترین قرارگرفتن یاقراردادن

به عبارتی وقتی مادریک وضعیت ایده آل قرار میگیریم دربهشت هستیم .دریک شرایط شادو رضایت کامل و این بستگی به خودمان دارد که دراین شرایط قرارگیریم یانه .اگربه رضایت روحی برسیم دربهشت وگرنه در جهنم هستیم.

انسان هرگز به رضایت کامل نمی رسد تا حضور خداوند را در زندگی خود احساس نکندوهرچه خودرا باامور مادی و دنیایی مشغول ودلبسته کنیم ، حضورخداوندرا کمتراحساس کنیم.زندگی این این دنیا انعکاسی اززندگی آخرت ماست، هرچه در این جسم حضور خدارابیشتراحساس کنیم درهنگام ترک جسم نیز اورااحساس خواهیم کرد واین باعث رضایت و شادی روحانی ما می گرددودرغیراین صورت درجهنم خواهیم بود.

خداوند همواره درزندگی همه ما حضور دارد کافیست که به حضورش هشیاروآگاه باشیم.درواقع فاصله بهشت وجهنم یک هشیاری وبیداری است که حضوراورامدام حس کنیم و مسلما کسانی که ایمان به خداوند زنده دارندو او را تنها نجات دهنده   میدانند حضورش رادرزندگیشان بیشترحس می کنند.

۲ـ آیا بهشت و جهنم فقط پس از مرگ وجود دارد؟

همان‌طور که توضیح دادم این دنیاانعکاسی ازپس از مرگ است. پس بهشت و جهنم در این جهان منعکس می‌شود ودرزندگی دنیایی شاهد آن هستیم. اگر دقّت کنید می‌بینید که کسانی که غرق مادیات و از امور روحانی و معنوی غافلند، حتی اگر در شرایط مادی خوبی باشند، باز هم با زندگی پرتلاطم و سختی روبه‌رویند ولی کسانی که به امور روحانی بیشتر می‌پردازند، در آرامش و شادی هستند، البته همه کسانی که به این امور می‌پردازند همیشه شاد نیستند، چون در روحانیت حقیقی وواقعی  نیستند، ولی کسانی که واقعاً به خدای حقیقی و نجات‌دهنده البته نه به‌صورت‌های غیرحقیقی او که تجسّم انسانی است، بپردازند، بهشت را تجربه خواهند کرد و به آرامش و شادی او خواهند رسید، چون او خدای مهر و محبّت، بخشنده و نجات‌دهنده است و حضور چنین خدائی باعث آرامش ما می‌گردد. آن خدائی که می‌فرماید: شما دیگر نه بنده، بلکه دوست و فرزند من هستید.» انسان هیچگاه در حضور ارباب خود احساس راحتی ندارد ولی در کنار دوست و پدر خود، آرامش دارد. این بهشت این دنیا است و پس از مرگ نیز بر همان‌گونه خواهد‌بود.

۳ـ اعتقاد به‌وجود بهشت و جهنم چه تأثیری در زندگی انسان‌ها دارد؟

خوب این باعث می گردد که بهتر زنگی کنیم .درواقع این پاداش ماست که وقتی درست زندگی کنیم به بهشت وچون نادرست زندگی کنیم به جهنم خواهیم رفت ولی همیشه تصویری که برای ما ازبهشت کشیده اند آن را به خوشیهای دنیایی مثال زده اند ، درصورتی که بسیار متفاوت است.

مسلما وقتی در درستی زندگی کنیم آرامش وشادی شعف ما بهشت است ووقتی درنادرستی باشیم ، ترس و آشفتگی و ناشادی ما جهنم است .اعتقاد به وجود بهشت و جهنم مثل اینست که بگوییم وقتی به درستی عمل کنیم به دردسر نمی افتیم ودرآرامش خواهیم خواهیم بود وچون در نادرستی عمل کنیم دچار دردسرمی شویم ودرسختی قرار می گیریم. این کاملا منطقی است.

بهشت یک آرامش ابدی و بدون خدشه است که تاابد باخداوند نجات دهنده وپادشاه پادشاهان زندگی خواهیم کرد وجهنم درواقع زندگی بااموری است که مدام درحال ازدست دادن هستیم .مثل اینکه هرروزیکی از عزیزان خود و چیزهایی که دوست داریم ازدست دهیم و همیشه درترس و وحشت زیستن است. اعتقاد به این انسان راتشویق می کند که درشرایط امن تر زندگی کند وبرای رسیدن به بهشت تلاش کند.

۴ـ آیا فقط به‌خاطر بهشت رفتن باید درست زندگی کنیم؟

هرگز ،مابرای رسیدن به حق و حقیقت که خود خداوند نجات بخش است باید درست زندگی کنیم ولی خوب محصول آن هم بهشت است. ما وقتی با پادشاه هستیم در هر شرایطی که باشیم در بهشتیم. پادشاه چون به بیابان هم بروند آن‌جا را آباد می‌کند و بهترین شرایط زندگی را ایجاد می‌کند، پس وقتی حضور خداوند را بخواهید یا احساس کنید، تو گوئی که در کنار پادشاه هستیم و در بهشت زندگی قرار داریم. در واقع نگاه و دید خود را نسبت به بهشت و جهنم باید عوض کنیم و جور دیگری ببینیم همان‌گونه که شاعر می‌گوید:

دوزخ با مهر اوست، روضه رضوان            جنت با قهر اوست قعر جهنم

در واقع به‌خاطر بهشت رفتن زندگی کردن، نوعی معامله با خداست و این نادرست است. چون خداوند با ما معامله نمی‌کند، بلکه عاشق ماست چون اگر بخواهیم آن‌چه را که خداوند به ما داده است در مقابل آن‌چه که ما به خداوند می‌دهیم قرار دهیم، هرگز نمی‌توانیم بهای آن را بپردازیم ولی او بهای همه چیز را برایمان پرداخته است. پس وقتی او را بخواهیم، وارد بهشت می‌شویم.

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
سخاوتمندی

اینجا بشنوید

[ti_audio media=”3711″]

[ti_audio media=”3712″]

be1

    1. ۱٫سخاوت به چه معناست؟

سخاوتمندی به معنای بخشش است و انسان سخی یعنی انسان بخشنده. بخشش و سخاومندی دارای ابعاد متفاوتی است. ما وقتی از سخاوت می گوییم بیشتر ذهنمان متوجه دست و دلبازی و بخشش مال و منال مادی می شود. ولی خود بخشش به معنای صرف نظر کردن و چشم پوشی از خطاها نیز می باشد و چه جالب خواهد بود که از سخاوت این معنا را نیز درک کنیم و کسی که دیگران را می بخشد و از خطاهایشان چشمپوشی می کند را سخی بنامیم.

آیا هرگز چنین فکرکرده بودید؟ ببینید عزیزان ! ما به کلمات معنا می بخشیم، پس بیاییم سخاوتمندی را از بعد غیر مادی نیز بنگریم وبه کسانیکه غیرازبخشیدن مال به دیگران ، ازخطاهایشان نیز چشم پوشی میکنند را هم سخاوتمند بنامیم چرا که این بخشش ازآن یکی قدرت و توان بیشتری می طلبد.همچنین قبل از همه اینها بیاییم خودرا ببخشیم و نسبت به خود هم سخی  و مهربان باشیم.

درواقع به ترتیب اول خود را ببخشید بعد دیگران را و سپس به دیگران بخشش نمایید.این بهترین سخاوتمندی خواهد بود و آنگاه خداوند هم مارا خواهد بخشید و به آرامش می رسیم.بقول عطار:

 سخاوت کن که هرکس کو سخی بود     روا نبود که گویم دوزخی بود

و بقول خداوند که می فرماید:

سخاوتمند باش تا کامیاب شوی . کسی که دیگران را سیراب می کند خودش هم سیراب می شود.

 

    1. ۲٫شخص سخاوتمند کیست؟

شخص سخاوتمند کسی است که می بخشد یعنی هرسه مرحله بخشش را انجام دهد . کسی که کینه دارد ، خشم دارد ؛ محبت ندارد . هرکسی که از نظر مادی به دیگران چیزی بدهدسخی نیست. کسی بخشنده است که اول خودرا ببخشد بعد دیگران را حتی دشمنانش را و سپس اموال دنیایی خودرا.

هماگونه که خداوند می فرماید: ببخشید تا بخشیده شوید و همچنین می فرماد : اگر قربانی خودرا به قربانگاه می آوری اول باید از برادر و خواهر خود طلب بخشش کنی آنگاه قربانی خودرا نزدم بیاور. یعنی قبل از اینکه اموال خودرا ببخشی  ببخش و طلب بخشش کن تا مورد قبول افتد.

واقعا اگر از شخصی دلگیر باشیم  چگونه می توانیم هدیه ای به او داده و اورا ببخشیم؟ آیا نه اینکه اول باید اورا ببخشیم و بعد هدیه خودرا تقدیم کنیم؟ شاید بگویید خوب به کسانی هدیه می دهیم که از آنها دلگیر نیستیم؛ ولی باید بگویم حتی اگر از یک نفر

 هم دلگیر باشیم مورد قبول خداوند واقع نمی شویم، مگر اینکه برای امور دنیایی می خواهیم ببخشیم که اسم آن دیگر سخاوت نیست، خودنمایی یا رشوه و باج است. پس اگر می خواهیم بجای رشوه و خودنمایی سخاوتمند باشیم به مراحل سه گانه بخشش توجه کنیم که هیچ چیز از چشم خداوند پنهان بین مخفی نمی ماند و برهمه امور ما واقف است واز دلهای ما خبر دارد و آنگونه ببخشیم که دست راستمان از دست چپمان باخبر نگردد.

 

    1. ۳٫چراغالبا شخص سخی از شخص بخیل ثروتمندتراست؟

به قول ضرب المثلی از همان دست که می دهی می گیری ؛ خوب هرچه که بیشتر بدهیم بیشتر دریافت می کنیم . البته این شاید

برای ذهن ومحاسبات ریاضی کمی گمراه کننده به نظر بیاید ولی در حقیقت همین طور است. مهم این است که واقعا باسخاوت

ببخشید ، یعنی بخشیدن باید همراه باعشق و محبت باشد.

اگر هدیه یا بخشش ما با محبت نباشد باید به ذهن خود حق بدهید که گیج بشود و بگوید این چه حرفی است که هر چه بیشتر ببخشیم بیشتر دریافت می کنیم چون اگربا محبت و عشق نباشد نه تنها چیزی دریافت نمی کنیم بلکه فقط از دست می دهیم .

درحقیقت باید دو مرحله اول بخشش را هم انجام دهیم تا بتوانیم به مرحله سوم یعنی بخشیدن اموال برسیم . کسی که خود ودیگران را نبخشیده با دادن اموال خود درپی چیزی غیر از سخاوت است که آن می تواند خودنمایی یا بدست آوردن جایگاهی خاص در جامعه باشد. اتفاقا بسیاری از دنیاپرستان هم برای فریفتن مردم و جلب مشتری بیشتر هدیه هایی می دهند که هرگز هدفشان محبت نیست بلکه فروش بیشتر است.

ثروت شخص سخی از محبت اوست ممکن است که خودش از نظر مادی چیزی نداشته باشد ولی به دلیل عبور از دو مرحله اول بخشش یعنی بخشش خود و دیگران؛ همه اورا باسخاوت دانسته و هرچه بخواهد با رغبت به او میدهند وبالقوه او صاحب اموال دیگران نیز هست و ثروتمند است.

 

    1. ۴٫چگونه می توان به صفت سخاوتمندی آراسته شد؟

برای رسیدن به این صفت که ازآن خداست ، باید تمرین کرد و قبل از تمرین هم دعا.درواقع این صفتی است که باید برای یافتنش از خداوند که منبع آن است درخواست شود و درجهت محقق شدنش باجدیت تمرن وتلاش کرد.مثل دری است که دروجود ماهست ولی برای بازکردنش باید از خداوند تقاضای کلید کنیم و سپس برای گشودنش بوسیله کلیدی که از خداوند دریافت می کنیم تمرین کنیم.

یکی از تمرینها ایمان است که بسیار دارای اهمیت است. ایمان و اعتماد به خداوند و بخشش که خداوند بالاترین بخشنده و سخاوت است، سپس به اینکه باید ببخشیم تا بخشیده شویم و این را فراموش نکنیم که خداوندی که گناهان مارابخشیده ماهم خودمان را ببخشیم.

رایگان یافته ایم رایگان هم بدهیم. همه دارایی و سلامتی و وجودمان از آن خداست . با این تمرینها این صفت در ما هرروز متبلور و شکوفا می گردد. همانگونه که خداوند می فرماید: سخاوتمند باش تا کامیاب شوی ، کسی که دیگران را سیراب می کند خودش هم سیراب می شود. یابقول سنایی:

          نیکی و سخاوت کن ومشمر که چو ایزد                       پاداش ده و مفضل و نیکو ثمری نیست

پس ایمان داشته و دعا کنیم و ببخشیم، هم خودهم دیگری را، تا بخشیده شویم و آنگاه این فیض و صفت سخاوت درما بارورگردد. 

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
تاثیر پذیری

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

اینجا بشنوید

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

[ti_audio media=”3683″]

[ti_audio media=”3684″]

168924_121904547880592_111448215592892_156834_3390551_n

۱-تاثیرپذیری و تعصب به چه معنا هستند؟

 تاثیر پذیری نقطه مقابل تعصب است. البته تاثیرپذیری می تواند مثبت یا منفی باشد. تاثیرپذیری باید با تامل وتفکر باشد. وقتی از امرویا موضوعی متاثر می شویم و بر ما تاثیر می گذارد، با تامل می توانیم آن را بپذیریم.

ولی اگر بدون تامل و اندیشه آن را بپذیریم خوب نیست و اگر بدن تامل و اندیشه آن را رد کنیم هم نادرست بوده وانسانی متعصب هستیم. گاهی ما بدون اینکه خودمتوجه باشیم یک طرز فکر یا بینش را سالها و نسلها

 پیروی می کنیم بدون اینکه در آن تفکر واندیشه کنیم و با هر اندیشه نو مخالفت می کنیم؛ این باعث می شود که درواقع همچون مردگان باشیم . چون انسان زنده متحول است و با اندیشه های نو رشد می کند ولی گاهی

اندیشه های کهنه درست و کاملا برحقند، دراین صورت باید درآنها استوار باشیم.

اندیشه، طرزفکر و دین اموری موروثی نیستند؛ واقعا اگر در زندگی خود احساس شادی نمی کنیم و رضایت نداریم ، باید درآنها یک بررسی مجدد کنیم و اگر نیاز به اصلاح دارند آن را ترمیم نماییم. چون یکی از امور

مهمی که باعث تغییر روحیه انسان می گردد طرز فک و دین ومذهبش می باشد واگر فاقد آنها هستیم باید دریافتن اندیشه درست جدی باشیم.

۲ – آیا هرنوع تاثیرپذیری درست است؟

مسلما هرنوع تاثیرپذیری ای درست نیست. تاثیرپذیری باید با فکر و اندیشه و براساس حقیقت باشد و حقیقت چیزی نیست جزخداوند. تاثیرپذیری که براساس روحانیت باشد درست است .البته بقول کلام خداوند ما همیشه

 مطابق حقایقی که کسب کرده ایم زندگی می کنیم ولی می توانیم آنچه را که دریافت کرده ایم مدام چک کنیم که هرچه بیشتر با حقیقت خداوند هماهنگ باشند.

شناخت حقیقت آسان است. چون پراز مهر و محبت است ، عادل، صبور و شاد است و هرگز به همراه ناپاکی ، ظلم ، خشونت ، بی عدالتی و ازاین قبیل نیست.

پس هرجا درزندگی خود با اینها روبرو شدیم باید به درستی طرز فکر و مسلکی که براساس آن هستیم شک کنیم و در ترمیم و یا تعویض آن کوشا باشیم.

ما همیشه از محیط خود تاثیر میگیریم و برآن تاثیر می گذاریم ، ولی هرچه برمعیارهای درست حقیقت نزدیکتر شویم خوب تاثیر میگیریم  و خوب وصحیح تاثیر می گذاریم.

بهتراست بیشترین تاثیر را از خداوند و معنویت بگیریم تا از دنیا چون خداوند و معنویت هرگز تغییر نم کند و همیشگی است ولی دنیا مدام تغییر می کند و ثباتی ندارد.

۳-معمولا چه کسانی بیشتر تاثیرگذارند؟ 

 شاید این پاسخ قدری گمراه کننده به نظر بیاید ولی من فکرمی کنم افراد سودجو این روزها تاثیرگذارتربوده اند. وقتی به دنیا نگاه می کنیم این را می بینیم ، ای کاش که افراد روحانی تاثیرگذارتر بودند، ولی درواقع

 می بینیم که دنیاپرستان با انواع ترفندها مردم را می فریبند و بر آنها تاثیر میگذارند.

 مردم هرچه به امور دنیای دلبسته تر باشند دنیا و دنیا پرستان برآنها تاثیر می گذارند ولی برافراد روحانی و وارسته افراد روحانی و معنوی تاثیرگذارند. البته گاهی رفتار و گفتار افراد وارسته برمردم دنیایی هم تاثیر

 موقت دارد ولی فقط ظاهری بوده و فراموش می شود.

 البته خوب است که تلاش کنیم که در مسیر درست و حقیقی خداوند خود را نگه داریم و مطمئنا خداوند از طریق مابر دیگران تاثیر خواهد گذاشت. دلیل اینکه خداوند انسان را آزاد گذاشته چون اورا آزاد آفریده است 

 والا برای خداوند کاری ندارد که یک لحظه همه را تغییر دهد و بر آنها تاثیر گذارد و او بالاترین تاثیرگذاری را دارد؛ ولی چون آزادی را نمی خواهد از انسان بگیرد به او اختیار داده تا انتخاب کند و تاثیر پذیری خود

 را مدیریت نماید.

 پس باید دعا کنیم و تاثیرپذیری خودرا درامور روحانی و معنوی متمرکز کنیم و در همین امور نیز بر دیگران تاثیر گذار باشیمکه این حقیقت و جاودانگی است.

 4- پذیرش و پیروی از چه اموری باعث زندگی شایسته خواهد شد؟

   پذیرش و پیروی از اموری باعث زندگی شایسته میگردد که جاودانه باشند؛ فکر کنید اگر از اموری پیروی کنیم که امروز هستند و فردا نخواهند بود چه اتفاقی می افتد؟ آیا هیچ انسان سالمی چنین خواهد کرد که

   اموری را بپذیرد و پیروی کند که فقط امروز وجوددارد و فردا پایمال می گردد؟

   خوب امور دنیوی چنین هستند، ولی امور روحانی و مربوط به خداوند جاودانه بوده و هرگز پایمال نمی گردد.همانگونه که خداوند می فرماید: عاقبت دلبستگی به امور نفسانی ، مرگ  و عاقبت پیروی از امور

   روحانی، حیات و آرامش است.پس آن اموری را که منشا سلامتی و بنای یکدیگر است ،پیروی نمائید.

   به قول مولانا:

      تا توانی بنده شو؛ سلطان مباش          زخم کش چون گوی شو؛ چوگان مباش

   از طرفی دیگر پیروی از امور دنیایی نیاز به انواع بیمه ها دارند چون خود هیچ تضمینی ندارند. ولی امور معنوی بواسطه ایمانمان تضمین هستند و حتی امور دنیایی هم اگر ایمان داشته باشیم تضمین خواهند شد

   ولی امور روحانی به واسطه بیمه های دنیایی تضمین نمی شوند.

   شایستگی زندگی روحانی ازاین روست که هرگز خشمگین نیست ، صبور است ، شاد است و پراز امید و محبت و ناشایستگی زندگی مادی ااین روست که در ظاهر قول همه اینها را به ما می دهد ولی درعمل

   چنین نیست و به مثابه سراب می ماند. 

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه
فواید آب کرفس

فواید آب کرفس

970220_674617175886020_362443746_n
شاید مطالعه ی این مطلب شما را بر آن آورد که حداقل هفته ای دو تا سه بار هم که شده آب کرفس را وارد برنامه ی غذایی تان کنید

برگ کرفس حاوی مقدار قابل توجهی ویتامین آ (بتاکاروتن) است در حالی که ساقه ی آن منبع ویتامین های ب۶ ب۲ ،ب۱، ویتامین ث و همچنین پتاسیم، اسید فولیک، کلسیم، منیزیم، آهن، فسفر، سدیم و چند نوع از اسیدهای امینه ضروری است.
هورمون های گیاهی موجود در کرفس به همراه روغن های ضروری آن نه تنها طعم معطری به کرفس می دهند، بلکه در کنار بقیه املاح و ویتامین ها کرفس را به معجونی تبدیل می نمایند که در حقیقت می تواند داروی هر دردی باشد.

آب کرفس و پوست و مو

از آن جایی که کرفس سرشار از انواع ویتامین ها از جمله ویتامین آ، ب و ث می باشد و در آن املاح نیز به مقدار زیاد نهفته است می تواند مکمل خوبی برای زیبایی پوست و مو نیز باشد.
شما با نوشیدن یک لیوان آب کرفس فقط دو یا سه روز در هفته نه تنها می توانید به سلامتی قلب، معده و روده های تان کمک کنید بلکه اگر این کار برای شما مثل یک عادت شود علاوه بر سلامتی اندام های مهم درونی خود به شادابی و جوان نگه داشتن پوست و موی تان نیز کمک کرده اید و اثرات مفید آن را در همان روزهای اول خواهید دید.
ویتامین ث و انواع ویتامین های ب موجود در آب کرفس برای از بین بردن جوش ها و لکه ها و کلسیم موجود در آن سبب رشد و ترمیم مو و ناخن ها خواهد شد و علاوه بر آن آب کرفس میل تان را به خوراکی های شیرین و انواع شیرینی ها که عامل مهمی در جوش زدن و ایجاد لکه ها خواهند بود کم کرده و شما را در داشتن پوستی بدون جوش و سالم و زیبا یاری خواهد کرد.

آب کرفس و فشار خون:

تحقیقات نشان می ‌دهد مصرف روزانه ی آب کرفس به مدت یک هفته، تاثیر فوق‌ العاده‌ ای روی پایین آوردن فشارخون خواهد داشت. آب کرفس مُدر است؛ پتاسیم و سدیم موجود در آب کرفس تنظیم کننده‌ های قوی مایعات بدن هستند و به تولید ادرار کمک می‌ کنند و بدن را از وجود مایعات اضافی خلاص می‌ کنند.
ماده شیمیایی Phthalides موجود در کرفس سبب آرامش بافت ها و ماهیچه های بدن و عروق می گردد و نرمی و انعطاف مخصوصی به آن ها می دهد. به همین جهت خون به آسانی در عروق گردش کرده و به تمام بافت ها می رسد. در ضمن این ماده شیمیایی سبب کاهش ترشح هورمون استرس در بدن نیز می شود.
جالب این که در موقع مصرف مداوم آب کرفس فشار خون در حد طبیعی باقی می ماند و بیشتر از آن کاهش نمی یابد که خود یکی از شگفتی های طبیعت این سبزی است.

آب کرفس و سرطان:

طبق یافته‌ های محققان در دانشگاه نیوجرسی، کرفس دارای ترکیباتی است که از پخش سلول‌ های سرطانی پیشگیری می‌ کند و دارای ترکیبی به نام استیلنیک است که رشد سلول ‌های تومور را متوقف می‌ کند.
از طرفی به گزارش نچرال نیوز، لوتئولین که به مقدار اندکی در نعناع و جعفری وجود دارد به میزان قابل ملاحظه ‌ای در کرفس وجود دارد که با دارا بودن آنتی‌ اکسیدان قوی می‌ تواند صدمات ناشی از تخریب سلولی را جبران کند.
آب کرفس حاوی هشت گروه از مواد ضد سرطان است.

آب کرفس و التهاب مفاصل:

آب این گیاه در موارد التهاب مفاصل و انقباض عضلانی ماهیچه استفاده می ‌شود و همچنین سختی التهابات در بیماری‌ هایی مانند آسم و آرتروز را کاهش می ‌دهد. از طرفی دانشمندان اعلام کرده‌ اند که کرفس با تأثیر فوق ‌العاده خود می ‌تواند بر مغز که هسته دستگاه عصبی است، تأثیر گذاشته و سیستم ایمنی بدن را تقویت کند؛ بدین ترتیب تورم و درد در نواحی مختلف بدن که حاکی از عملکرد ناموفق سیستم دفاعی است کاهش می ‌یابد و بیماری‌ هایی مانند نقرس و تورم‌ های مفصلی نیز خفیف ‌تر می‌ شود.
Polyacetylene موجود در کرفس و آب کرفس پر قدرت ترین ماده شیمیایی ضد التهاب بدن است و می تواند عوارض و دردهای مفاصل به خاطر روماتیسم یا آرتروز، آسم، نقرس و ناهنجاری های ریوی را کاهش دهد.
در یک بررسی جالبی بر روی آب کرفس معلوم شده که ماده شیمیایی Luteolin می تواند شروع و عملکرد عوارض التهاب را که در مغز سرانجام می گیرد کنترل و خنثی کند و در نهایت بدن را در برابر بروز التهاب محافظت کند.

آب کرفس و کلسترول:
تحقیقات نشان داده‌ اند که وجود ترکیب شیمیایی در کرفس، به نام بوتیل فتالیدباعث کاهش سطح کلسترول بد خون می ‌شود.

آب کرفس و بی خوابی:

این سبزی به خاطر داشتن روغن های طبیعی و ضروری و املاح و ویتامین ها و هورمون های گیاهی سبب نوعی آرامش در بدن می شود و سیستم مغز و اعصاب را تسکین می دهد. به همین جهت خوردن کرفس به افرادی که دچار عوارض کم خوابی و بی خوابی هستند توصیه می شود.

آب کرفس و کنترل وزن:

با مصرف روزانه آب کرفس، ولع خوردن شیرینی‌ جات، از بین می ‌رود. به عبارت دیگر طبیعت این سبزی به علت تمام نعمت های موجود در آن بر روی هورمون اشتها و گرایش به مواد قندی اثر گذاشته و در نهایت از زیاد شدن وزن بدن جلوگیری می کند.

آب کرفس و یبوست و هضم غذا:

برای این ‌که به روده‌ های خسته و پیر کمک شود، توصیه می‌ شود که هر روز یک لیوان عصاره کرفس مصرف شود. از این طریق روده به روش طبیعی تخلیه می ‌شود. دقت داشته باشید که در آبگیری حتما برگ‌ ها را همیشه مصرف نمایید.
آب کرفس به علت داشتن املاح و ویتامین ها و همچنین فیبر با کیفیت بالا از بروز یبوست جلوگیری می کند و حرکت روده ها را تنظیم می کند، در این صورت مصرف مقداری کرفس به همراه وعده های غذایی می تواند موجب بالا رفتن قدرت هضم و جذب غذا شده و مقدار زیادتری از مواد غذایی موجود در رژیم غذایی را از طریق جدار روده وارد سیستم خون و لنف کرده تا در سوخت و ساز پیچیده آن ها در سلول ها موثر باشد

ارسال در فیس بوک
» بدون ديدگاه

گفتگو

شعروادبیات

قصه

آشپزخانه

دانستنیها

Share on Facebook

This is the home page.-شادکامی-0
Share

ديدگاههاي اخير